مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

به نام انسانیت  

 

شکوه ایران زمین بار دیگر چو ققنوسی از دل خاکستر خاموش خویش به پا خواهد خواست.

هم میهن!

به دور از هر زنده باد و مرده باد برای داشتن ایرانی آزاد و آباد دست ها را در دست هم باید نهاد!

هم میهن بی میهنم!

همانگونه که بر همه گان مشهود است، زادگاهمان ایران تا ابد مانا، به مانند پازلی بزرگ با پیکره ای کهن، متشکل از همه ی اقوام، ادیان، تیره ها، فرهنگ ها و خرده فرهنگ های بسیار، با مردمی دارای اندیشه های گوناگون، بنا به قناعت تمدن و دیرنگی فرهنگ بی همتای و خردگرای خویش، در گذر از چیستی پر فراز و نشیب در این گیتی پهناور، از دیر باز تا هم اکنون بنا به درایت و خرد ورزی نیاکان نیک اندیش و فرزندان راستینشان، توانسته اند در کشاکش ناهنجاری های پیش روی سرفرازانه پایداری نموده و همواره نام و جلای اهوارایی خویش را به جهانیان، باوقار هر چه تمامتر ارزانی نمایند. از این رو فرزانگی ایجاب می نماید با توجه به این برهه حساس از تحولات پیش روی میهنمان، بر فرد فرد فرزندان راستین این سرزمین، هرآنکس با دارا بودن هر اندیشه و ایدئولوژی خاص خویش این مهم را در یابد که برای گذر از این تنگنای سرنوشت ساز سرزمینمان با اتحاد و یکپارچگی هر چه تمامتر گرداگرد سایر اندیشمندان این مرز و بوم گرد آمده با برقراری بستر دیالوگ و باور از یکدگر با همگرایی خردگرا، مردم و سرزمین نیاخاک خویش را از چنگال این اهریمن خویان ددمنش، که به پاس به مسلخ کشیدن روح شامخ بشریت در اندیشه ی متحجر و ایدئولوژی  افراطی خویش، دیری نخواهد پایید که میهنمان و به مراتب جهان بشری را به قهقرای نیستی بکشانند، رهایی بخشیده؛ باشد  بار دیگر به جهانیان بنمایانیم که ایران زنده است تا هنگامه ای که فرزندان راستین این سرزمین فروزنده اند.

بدین روی من ایرانبان " بهرام آبتین" فرزندی از خانواده ی پارسهای ( لر) بختیاری، فرای تک اندیشان و تک محوران سیاسی و اجتماعی به نمایندگی از جمعی از ایرانیان در بند میهنمان، از فرد فرد شما هموطنان فرهیخته مهاجر و تبعیدی ام، به مهر دعوت می نمایم برای رسیدن به نقطه مشترک و کارآمد و تنها راه رهایی مردم و میهنمان از این چنین ظلم و انزوای جهانی، که شاهراهش یکپارچگی همگان برای براندازی رژیم متحجر، غاصب و بیگانه با مردم و سرزمینمان، که همانا رژیم جمهوری اسلامی است، گرد هم آییم، چرا که این رژیم زشت منظر با استفاده از ابزار جنایت و بحران سازی و سرکوب، ملت  شریف و بی پناهمان را  به اسارت گرفته و با چپاول منابع و دارایی هایمان، سیطره ی ددخویی خود را در جهان پیرامون گسترش می دهد. بی شک تنها راه رهایی از این منجلاب مخوف یاری رسانی و آگاهی بخشیدن به توده ی مردم در درون میهنمان برای برگذاری رفراندوم آزاد می باشد. ما هم اکنون موظف هستیم، به مانند پلی ارتباطی میان مردم  خویش و جوامع حقوق بشری و بین المللی عمل نموده از راه ایجاد بستر دمکراسی برای به زیر کشیدن این چنین رژیم دیکتاتور، جنایتکار، یاغی و خون آشام، که شور بختانه به مانند سونامی مخوف و مخربی از درون میهن عزیزمان سربرافراشته و شواهد بر این محور است که دیری نخواهد پایید که این تراژدی ضد بشری جهان را به مسلخ و خون خواهد کشانید. آری بی شک آنچه تنها راه رهایی از سیطره منجلاب گونه این کج اندیشان زشت خو و ددمنش مانده است یکپارچگی، یک صدایی، هم اندیشی و هم دلی همه ی فرزندان این مرز و بوم، زیبنده به گفتار کردار و پندار نیک است.

همراهانم!

آنچه که از دیرباز نیاکان ما، بر آن باورمند بوده و هم اکنون نیز در جهان پیرامون مان و قوانین انسانی آن نمایان است حق انتخاب آزاد برای سرنوشت مردم هر کشور به دست فرد فرد آنان است. جوامع متمدن کنونی  با برپایی رفراندوم آزاد در همه ی امور یکی پس از دیگری پله های ترقی را طی نموده و در این راستا به درجاتی بلندمرتبه از زندگی، توام با صلح و آرامش نسبی نیز دست یافته اند. از این رو فرزانگی ایجاب می نماید که ما نیز براین اصل مهم توجه ژرف تر نموده؛ با برخورداری از پتانسیل های بالقوه که در درون یکیایک احزاب و گروه های سیاسی و اجتماعی و مذاهب سرزمینمان نهفته است، با توجه به نقطه ی مشترک که همانا براندازی رژیم غاصب جمهوری اسلامی است، عمل نمائیم. من به نمایندگی از گروهی از ایرانبانان درون سرزمینمان از فرد فرد هم میهنان فرهیخته ام با هر تفکر و ایدئولوژی خاص خویش دعوت به عمل می نمایم برای یاری رسانی به این مهم یعنی "رفراندوم آزاد" زیر نظر جوامع بین المللی بی طرف چنانچه طرح، نقطه نظر و پیشنهاداتی دارند، آنرا به ایمیل زیر ارسال نموده و یا با شماره تلفن داده شده تماس حاصل نمایند. باشد که هر کدام برگی زرین از تاریخ را برای آیندگان به افتخار ترسیم بنماییم.

آنکه می خواهد من و تو ما نشویم از ما نیست                           دشمنی دوست نماست؛ گمراه نیست

گمرهی در نظر راهزنان ابزاریــــــــــــــست                             که ره کاروان را ره خودکامه زنــند

پاینده باد مرزهای سرزمین ایران بزرگ و برافراشته باد پرچم فرهنگ و تمدن انسان منش ایرانی در سراسر این گیتی پهناور

ایرانبان بهرام آبتین

ایمیل: iran.banan@yahoo.com

تلفن: 0049-163-6189233

وبلاگ شخصی: www.iranbanan1abtin.blogsky.com

بهرام آبتین کاندیدای  دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری شد.

بهرام آبتین دبیر کانون فرهنگی پارس های لر بختیاری ایرانبان صبح امروز سه شنبه 8/02/1388 آمادگی خود را برای کاندیداتوری  دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری  طی صدور یک اطلاعیه اعلام کرد. اطلاعیه وی به شرح زیر می باشد:                                                          

به نام خداوند جان و خرد                                        بیانیه شماره یک

هم میهن،دراین هنگامه تاریخی که ملت بزرگ ایران دستخوش حوادث وناملایمتی های بسیاری چه ازدرون به دلیل سیاست های بی تدبیرانه ی برخی اززمامداران وازبرون به دلیل زیاده خواهی وماهیت استعماری بیگانگان چپاول گرمورد یورشهای ناجوانمردانه پر شماری  قرارگرفته است:

من،ایرانبان بهرام آبتین به عنوان فرزند راستین این سرزمین کهن و ورجاوند با دارا بودن فرهنگ چند هزارساله ی پرفرازونشیب مملو ازافتخارات فرهنگی باتمدنی غنی برگرفته ازخرد جمعی پدران ومادران نیک اندیش ایرانی مان دراین سرزمین بوده است هم اکنون  به خود تکلیف دانسته که باگام نهادن به میدان تحولات اجتماعی سیاسی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشورمان شرکت نموده  باامید به یاری وهم اندیشی خردمندانه ی یکایک شما فرزندان  برومند وفرهیخته این کهن دیارکه همچون پیکری سترگ متشکل ازهمه ادیان، اقوام،فرهنگ ها،خرده فرهنگ هاوسایراقشارجامعه هریک  دارای   تفکرت اعتقادی وسیاسی خواص خویش  می باشید بر این  باورم که می توان بدور از هر زنده باد و مرده باد برای داشتن ایرانی آباددست ها را در دست هم نهاده و بنا به رهنمود حضرت فردوسی: به ایران شهر اندیشید.

 بی شک مردم وسرزمینی  که نشانه های  تاریخ و گذشته ی نیاکان آن سراسر فخر وفروزندگی تمدن و فرهنگ غنی و بی مانند ، سراسر خدمت به مردم خود و جامعه ی بشری بوده است، هم اکنون نبایداین گونه دستخوش حوادث ورویدادهای نامیمون قرار گرفته وبه رتبه کشورهای جهان سومی و عقب مانده تنزل  کرده باشد.

ازآنجایی که تاریخ وگذشته ی هرملت شناسنامه ی آن ملت  است وسرزمین ایران بزرگ با دارا بودن پتانسیل های پر شمار از قبیل منابع بی شمارفسیلی، دشت های پهناوروجلگه های حاصل خیز، دریاها ورودخانه ی بی کران،خاک زرخیزوداشتن انرژی های طبیعی دیگرهمچون باد،نور خورشید وغیره... وازهمه نمایان تر مردمی  اصیل و پاک نژاد  دارای فهم و شعور والای انسانی که حق آنان زندگی  دربهترین شرایط اقتصادی ومعیشتی برازنده و والا می باشد، متاسفانه  بنا به بی تدبیری برخی ازمدیران دست اندرکارکنونی منجربه بروز ناملایمتهای پر شماردر امور زندگی روزمره وعدم مراودات منطقی با سایر ملل مترقی  و فرارمغزها وهدردادن منابع خدادادی گردیده و بیگانگان بری از فرهنگ وتمدن بشری  با چپاول این داشته های بر حق ملت ایران  برما صاحبان این منابع و استعداد های شگرف انسانی اینگونه مباهت و فخر می فروشند.

 بنا بر این با توجه به موارد ذکر شده فرزانگی ایجاب می نماید یکایک اعضای جامعه به این مهم یعنی تعامل فرهنگی سیاسی توجه خاص نموده با یاری نمودن ورای به تفکرات اینجانب بستر پیشرفت کشور عزیزمان ایران را فراهم نمایم .                    

پاینده باد تمامی مرزهای ایران بزرگ وبرافراشته باد درفش تمدن وفرهنگ ایرانی بر سراسر سرزمینهای جدا گشته از مام وطن 

 اردیبهشت 1388 

 

به نام خداوند جان وخرد

بیانیه شماره دو :

بهرام آبتین کاندیدای مستقل و مردمی دوره دهم ریاست جمهوری

هم میهنان آزادی خواه، مردم پاک سرشت سرزمین  تمدن،فرهنگ ،علم و دانش و فرزانگی:

من ایرانبان بهرام آبتین هم اکنون در محضر شما اعلام می نمایم :

 امروزکه لزوم حضوردرعرصه مبارزات انتخاباتی را از روی باوربه ضرورت  صیانت ازتمامیت ارضی میهن مقدسم دراین برهه حساس زمانه لازم دانسته ام، باوجدانی بیدار،خود را برای پاسخ به تاریخ وبرجای گذاردن کارنامه ای سراسرایرانی منش مملواز احساس مسئولیت برای حل همه کاستیها ی مشهودملتم آماده خواهم نموده واز این پس خود را بیشتر از پیش مسئول حل کاستی های هویتی وسپس معیشتی مردمم خواهم دانست ، مردمی که هم اکنون در دورانی سخت وهولناک زندگانی خود رابا تحمل ریاضتهای بسیارازسرمی گذرانند،ازاین رومن کوشیده ام با بررسی و تفکری ژرف پیرامون راه حل هایی که می تواند سرزمین ملت ایران را ازگزند شوم بی هویتی و این همه سختی ومحنت در امان نگاه دارد،مواردی را به عنوان پیشنهاد ازسوی یک فرزند متعهد به اعضای خانواده بزرگم، ایران که همه هنگام از زمانی که خودرا شناخته ام و با تاریخ و فرازونشیب ها وتندبادهایی که ازبدحادثه برسرزمین آبا واجدادیمان ایران بزرگ به بهانه های بسیارروانه شده است، خود را در برابرسرزمین؛ ملتم وباورهای آنها متعهدومکلف می دانم، پیشکش نمایم:

هم وطنانم: همانگونه که مستحضرید تاریخ را می توان کم رنگ نمود اما نمی توان از بین برد " بنا به اسناد ونشانه های پرشمارتاریخی بجای مانده ازنیاکان بدرود گفته مان ، آنچه مشهود است ازهزاره های دور ودراز ازآن هنگام که تاریخ، زبانش برای بازگفتن روایت های جهان انسانی گویا وروشن نمی باشد،ازآن هنگام که نام ویادها رامردمان با خون خویش برخاک ها می نگاشتند،جهان بشری ورویدادها پیرامون آن پی درپی، خود راهمراه وهمگام با ثبت یک نام جاودان درهمه عرصه ها به نام ملت ایران، به چشم می دیدند.این ملت پارسا درهمه دوران هایی که بنا به خواست سرنوشت وفرمان محتوم تاریخ ونظام هستی بخش بزرگ، همیشه درسپاه نیکی وآزادگی ،پاسبان ارزشهای انسانی والا دربرابرانیران یعنی دشمنان این نیا خاک قرار داشته است. جهان ایرانی بنا به آموزه های نیک سرشت خویش، همواره پیرامون خود فروز دانش وبینش را برجهان تیره وتاریک پراکنده ساخته است.این ملت خردورز،مانا وجاودان ازدیرباز موجودی قائم به ذات بوده وخود زنجیره ای ناگسستنی ازنسل های گذشته، حال و آینده را در کارنامه خویش به ارمغان به همگان ارایه نموده است. این ظرفیت ،قدرت وپتانسیل آشکارا،ازهزاره های دورتاریخ تا هم اکنون بکرات ،چو ققنوسی از دل خاکستر خویش شکوه ورجاوندش رابر همگان اثبات نموده است ومردمان دانا وبی همتایش درهنگامه  خروش عقلانی با پیوند با تیره های گوناگون وپاک سرشت درون پیکره خویش  زندگانی همراه با آزادگی و سرافرازی را سرلوحه ی منش والایشان برگزیده اند.

هموطن:تاریخ به ما آموزانده است که تیره های آریایی وایرانی بااتحاد ویکپارچگی وصف ناشدنی دربرابرهمه ی این ناملایمت ها ویورش های بی رحمانه انیران ازخود مقاومت و سرسختی جانانه ای نشان داده اند وبا این رشادت ها و جانفشانی ها بود که هرگز نگذاشته پیوندهای خاکی ونژادی که حاصل مجاهدت های بیشمارفرزندان ایران زمین می باشد ازهم گسیخته و پراکنده شود. بی گمان عمر ملت ایران به درازای دیرینگی و عظمت تاریخ است".

ازآنجای که ازدیربازتاهم اکنون درتفکر فرزندان خرد گرا و برومند این مام ،پیکره ای بزرگ ومانا متشکل ازهمه ادیان ،اقوام، فرهنگها وخرده فرهنگها ترسیم گردیده است ، همیشه  ما بودن وبا هم شعرعشق به این سرزمین پر رمزو راز را سرودن ،تنها رمزماندگاری این پازل بزرگ تا هم اکنون بوده،زین پس نیز توسط ما وارثان این حقایق فخربرانگیز خواهد بود. درسرزمینی که درباور مردمانش، زنان ومردان را همسر به معنای هم اندازه وهم ارزش می نامند و در روح فرزانگانش از دیرباز اینگونه سرشته اند؛ که نیایش برازنده خداوند است و هر کس را به آیینی ودر دیاری که مردانش نام زنان ومادران خویش را برنیا خاک خویش می گذارند (ایران)ودردیری که باورمندانش کسانی رابه غلامی وصیانت جایگاهی ارزانی نمی بخشند وانسانیت نخستین شرط ماندگاری درگرداگرد مدنیت است، آنجایی که بزرگ ترین گناه دروغ وبدترین خطا ریاضت ودوری ازنعمات خداوندی و سرور وشاد زیستن است، مردان وزنانی که والاترین عبادتشان  درساختن وشادزیستن و آبادانی نهفته است ،در سرزمینی که گنه کاران را نخست پند ودگر بند پیش می آورند، مانایی برجا وشور خدایی بر پا خواهد بود .     

هموطن آیا براستی هم اکنون چنین مولفه هایی برای داشتن زندگی این چنین آرمانی در پیرامونمان هویداست، یا این که بنا به بی تفاوتی واحساس ضعف در برابر ایراد خواسته های انسانی خویش روبه انزوا وخمودگی نهاده ایم با کمی کنکاش به پیرامون خویش متوجه خواهیم شد که متاسفانه پس ازگذشت این سالیان دراز، شاهد آنیم که بواسطه سیاست های استعماری بیگانگان درمنطقه خصوصا جهان اهوراییمان ایران بزرگ وهم به دلیل ضعف وتبانی برخی ازهیات حاکمه های فاسد،گمراه و بی آرمان درقبال احساس مسئولیت دربرابر ملت بزرگ ایران و جامعه ای متشکل ازادیان اقوام و تیره های گوناگون ایرانی وعدم شناخت اصل حاکمیت ملی واحقاق حقوق ملت ایران درعرصه ی مناسبت های دولت ها و روابط بین الملل با کشورها،دچار سستی و فترت گردیده است،وبه تبع سرزمین های ایرانی به یک باره مورد هجوم ویورش های بسیار قرار گرفت که بواسطه ی چنین اعمال و رفتارهایی هم از سوی بیگانگان وهم ازطریق خیانت های بیشمار هیات حاکمه های مرتجع بسیاری ازسرزمین های مادری ازمناطق سرزمین ایران بزرگ به زور، تزویرو زر،سیاست های استعماری بیگانگان بویژه روسیه وانگلستان ازهم جداافتاده وبه اشغال این دشمنان اهریمن خوکه شوربختانه اکنون نیز مسلط برروابط و جهان انسانی شده اند به ناچار و به زور سرنیزه درآمده اند.

 این چنین است که هر روزه می بینید و می شنوید ،ربودن اموال وداراییهای مردم میهنمان را که به پاس به سلاخی بردن آنان در این مناسبت های پیچیده ی ضدبشری جهان انسانی چه روزهای تیره و تاری را می گذرانند، روزهای مملو ازجنگ های قومی قبیله ای، نژاد کشی های بی رحمانه،ارتش های مخوف زیرزمینی وگروه های تروریستی انتحاری بسیارپیچیده،به طبع فروپاشی یکایک اخلاقیات ومنشهای نیک انسانی،گسترش فحشا،بزه کاری بی بندوباری ازهم گسستن نظام شامخ خانواده که شالوده و زیربنای هراجتماع خرد ورز ونیرومندی است که با توجه به آمار طلاق در کشور می توان به خوبی آن راحس کرد،ازبین بردن میراث فرهنگی ونشانه های تمدن وهویت  ملتی دارای منش بی همتا،دزدی هویتی وثبت داشته های ملت بزرگ ایران وجهل این داشته های ارزشمند به نام خویش، ارایه باورهای ضد انسانی به جای اندیشه های عقلانی وخرد گرا ،ترویج خرافات ، ترویج مواد مخدر،نبود مراکز عالی پژوهشی ،ازبین بردن حس شکوفایی و پیشرفت وآینده نگری درجوانان وسایر اقشار جامعه، نبود امکانات رفاهی ،ورزشی،نبودامنیت ترانزیتی بخصوص درجاده ها که سالانه موجب مرگ وآسیب رسانی به هزاران نفر ازهم میهنانمان می شود ، پدیده بزه کاری وکودکان خیابانی، فرارمغزها، ترویج فساد وباندهای قاچاق گسترده انسانها خصوصا کودکان ، گسترش مافیا و گروه های اقتصادی نیرومند درسایه وغیره...... را شاهد می باشیم. !!!! راستی که جهان خطرناک و دلهره آوری است،!!؟ دنیای بدون مسئولیت،دنیای بی رحم، دنیایی که به تومی گویدبخورتا خورده نشوی،بزن تا زده نشوی،بکش تا کشته نشوی واصل زورودروغ وریا وتبهکاری حاکم براصول ومقرارت وقوانین آن است، روبروییم. چنین جهانی را می توان دنیای زورگویانی دانست که درنبود جهانی خرد گرا، وبرگرفته ازفرهنگی همه انسانی ،عمل می نمایند،از این روملت بزرگ ایران براین باوراست که درواقع بوجود آمدن چنین دوران نکبت باری درزندگی انسان ها به باورهرروان و وجدان بیداری، ناشی ازبه مسلخ رفتن اقتدارونیرومندی جهان ایرانی در این بره از زمانه می باشد،جهانی که خود را  ازده ها هزار سال پیش پاسبان گفتارنیک، کردار نیک و پندارنیک می دانسته است.

هم میهنانم :اکنون من به عنوان یک فرد آرمانخواه ایرانی که بنا به احساس مسئولیت تاریخی که بردوش خودحس نموده ام و با رضایت باطن دربرابریکتا کردگاربزرگ، گام به مناسبت های اجتماعی وسیاسی جامعه ستُرگ ایرانی نهاده ام،اعلام می دارم: ای ایرانی بیدارشو،جایگاه ومقام والای خود را دریاب ، سرزمین مادری خودت را بشناس،ای هم وطن، میهن کنونی تواین جانیست ،سرزمین مادریت آنجاست که تبارتو؛ونژاد توسکونت داشته است.ای ایرانی پیش تامرزخویش،خودت رابشناس و ازگذشته پرشکوهت پند وعبرت بیاموز،بدان پدران ومادران بزرگی داشته ای،ای ایرانی منزلگاه حقیقی تو فلات بزرگ ایران است.

این است پیام من:  پیش به سوی تعامل فرهنگی و یکپارچگی همه ی ادیان، اقوام وتیره های ایرانی،  پیش به سوی محوهمه معاهده های بندگی آور واستعماری که در طول این دوقرن برمیهن ماتحمیل شده معاهده های از قبیل ، گلستان،ترکمن چای،آلخا، پاریس...

من هم اکنون بنا به حکم محتوم تاریخ اعلام می کنم:هیات حاکمه ای ملی،دوراندیش و برآمده ازهمه ادیان، اقوام وتیره های ایرانی، آریایی، بدور از هر گونه تبعیض جنسیتی ورعایت تمامی شئونات انسانی باید برکرسی سرنوشت این چنین ملتی بزرگ ودارای فخرو سربلندی تکیه بزند.  

هر گاه غیرازاین باشد و به گونه ای دیگر اتخاذ سیاست پیشه شود، من تمامی حکومت هایی که اکنون برسرزمین های ایرانی حکم می کنند راغاصب وچونان اشغالگران سرزمین های مادری محسوب می کنم...

بنابراین اصول و آرمان های ریشه درتاریخ  سرفراز ملت ایران است،که اندیشه های خود راکه  بر آمده از تاریخ، فرهنگ و الگوی مبارزاتی خویش می باشد را به پیشگاه شما ملت بزرگم ایران که درسراسر این پهن دشت گیتی پراکنده شده اید پیشکش می نمایم:

1-هیچ گروه،دسته،حزب ویا حکومتی تافته ی جدا بافته ازملت ایران نمی باشد وهمگی در برابر قانونی صددرصد به تصویب رسیده ی ملت برابرند.

2-حفظ تمامیت ارضی ویکپارچگی همه ادیان، اقوام،تیره ها،فرهنگها وخرده فرهنگها سرزمین ایران بزرگ با آرمان فلات ایران به زیر یک پرچم، میسر است .

3-خلیج پارس ومناطق حاشیه نشین آن ازدیربازمحل سکنا وزندگانی تیره ها واقوام ایرانی بنا به ادله ی پرشمار تاریخی بوده است. دفاع ازنام وماهیت ایرانی خلیج پارس را یک وظیفه ی مقدس می دانیم.

4- حق ملت ایران دردریای مازندران 50 درصد است. گذشتن ازاین حق خیانتی است نابخشودنی که ملت و تاریخ ایران مسببین آن را نخواهد بخشید.

5- داشتن ارتشی نیرومند که سرتاسرمرزهای میهن ما را از گزندبیگانگان درامان دارد نشان ازصلابت و اقتدارملی ماست.

6- استفاده ازانرژی هسته ای درزیر سایه یک حاکمیت ملی، امری است آرمانی و ضروری.

7- هرایرانی به صرف داشتن شناسنامه و ریشه ی هویتی ایرانی،مالک مشاع همه ی نعمت ها و مواهب خدادادی این سرزمین است.

8- درکشور ایران؛شهروندان را تماما برابر و مساوی در برابر قانون میدانیم و تفاسیری چون شهروند درجه دو و یک و یا خاص و عام را ظالمانه و غیر منصفانه میدانیم.

9- دفاع از هرتباروقوم ایرانی نژاد را درهمه اقصا نقاط جهان، بدون در نظر گرفتن زبان و چگونگی آداب و سنن آنان را وظیفه ی هرحکومت ملی می دانیم.

10- محیط زیست و میراث فرهنگی به ویژه صنعت درآمدزای توریسم که هرکدام نقش مهم وتعیین کننده ای درحفظ ونگهداری و معرفی میراث های فرهنگی ،طبیعی وملی را  دارند را مهم دانسته  و معتقدیم .داشتن سازمان های قوی و نیرومند در این راستا؛امری است اجتناب ناپذیر.

11- مشارکت همه ی طیفها و گروههای ایرانی بدون در نظر گرفتن اصل چگونگی  اندیشه و مذهب برای مشارکت در شکوفایی سرزمینمان ایران امری ضروری میباشد.

12- آزادی بیان و ارائه اندیشه های سازنده  از سوی همه ی روشنفکران و اقشار جامعه خصوصا قشردانشجو در جهت ارتقاء جایگاه رفیع ایران درعرصه های بین المللی و حفظ  صد در صد منافع ملی مرزها و مردم ایران امری است اجتناب ناپذیر.

13- توجه ویژه به مقوله آموزش و پرورش،متناسب بافرهنگ ایرانی،وتوجه خاص نسبت به  فرهنگیان به عنوان تنها مرجع معتمد جامعه و عوض کردن نگاه مصرف کننده به این نهاد مهم یک اصل پیش روست.

14- نگاه ویژه و غیر سیاسی و سرمایه گزاری در مقوله ورزش در همه ی رشته های ورزشی  به خصوص ورزشهای همگانی وبانوان یکی از نیازهای مهم جامعه است.

15- توجه و گسترش  بیمه خدمات درمانی و تامین اجتماعی  به معنای کامل کلمه  در کل جامعه بدون در نظر گرفتن سازمان و نهاد متولی، بیان گر نفی تبعیض میان اقشار جامعه می باشد.

16- توجه کامل به امرخصوصی سازی کارخانه ها و مراکز تولیدی کشوربا رعایت کامل حق کارگران وکارفرمایان وکارکارشناسی دقیق به عنوان تنها راه ترقی کشورونیزنظارت برواردات کالا وگسترش صادرات ایرانی بنا به نیازهای درونی وارائه طرحهای کارشناسانه میسر است.  

17-گسترش وهمایت ازطرح های کشاورزان ودامداران کشور با توجه به ضرورت روز افزون مردم جامعه به تولیدات این غشر زحمت کش یک امر اساسی وبسار حائض اهمیت می باشد.

18- در زمانی که اولین منشور حقوق بشر توسط ابر مرد ایرانی کوروش بزرگ صادر گردیده است .فرزانگی ایجاب می کند ،در راستای احترام به همنوع ورعایت اصول اخلاقی جامعه که همان حقوق حقه بشر است بدون در نظر گرفتن هر گونه مصالح رایج باید به طورکامل به آن عمل نمود.

با علم به این که اخذ تصمیم نهایی در تمامی امور بااکثریت ملت،یا نمایندگان منتخب آنان می باشدوحرف آخر را باید مردم میهنم بزنندمن معتقدم که کابینه آینده میهن را باید تمامی اعضای این سرزمین یکپارچه تشکیل دهندوطرحای پیشنهادی به وسیله رفراندم آزادبنا به آرای اکثریت هم میهنانم به اجرا گذاشته شود،  ازاینرو ضمن دعوت به فراخوان ملی از همه  اقشار جامعه  با هر تفکر و ایدئولژی اندیشه ای، دعوت به عمل می آید با ارایه طرحهای سازنده مرا در جهت اجرای اندیشه های بزرگی که بی شک دغدغه ی بسیاری از مردم میهنم می باشد یاری نمایید.

زیرا که سرزمین ایران همچون پیکره ای است بزرگ متشکل از همه ادیان،اقوام،فرهنگهاوخرده فرهنگها وتنها راه ماندگاری این پیکره جاودان تعامل وهم سویی بین همه پتنسیلهای موجود می باشد که امید بر آن دارم مردم شریفم بدور از هر زنده باد ومرده باد برای داشتن ایرانی آباد دستها را در دست هم نهاده و با باوراز خویش  در همه عرصه های اجتماعی ،سیاسی وبین المللی گام نهاده و به جایگاه رفیع  و واقعی خویش نایل آیند . ایدون باد

هم وطن شکوه ایران زمین بار دیگر چو ققنوسی ازدل خاکستر خویش بپا خواهد خا ست

ایرانبان بهرام آبتین ـ14/2/1388 

 

نامه بهرام آبتین به رهبر جمهوری اسلامی

به نام خداوند جان وخرد

با درود فراوان جناب آقای آیت الله خامنه ای رهبرمحترم جمهوری اسلامی ایران:

احتراما؛اینجانب بهرام آبتین یکی ازفرزندان ملت بزرگ ایران،تقاضامندم عنایت فرموده بادقت بیشتربه نوشتارمن توجه نمایند وسپس بنا به صلاحدید خویش اجازه دهند، برای ملاقات آن مقام بزرگواربه محضر ایشان،حضور پیدا کرده،سخنانم رابا توضیحات کامل تری که دراین نوشته نمی گنجد،ارایه نمایم.

جناب آقای خامنه ای:من ازروزگاری که خود ودنیای پیرامونم راشناختم،میهنم رادرهیاهووتحولات انقلاب وسپس جنگ تحمیلی وپیامدهای اجتماعی پس ازآن دیده وهم اکنون نیزمعضلات اجتماعی بسیاراز قبیل فقر،بیکاری،گرسنگی،برهنگی،فسادوانزوای جهانی وهزاران موارد مشهود دیگر را شاهدهستم.

بزرگوارازآنجایی که ازهمان لحظه ی نخست به همراه خانواده وقومم دوشا دوش ملت ایران درتمام صفوف تحولات میهن حضورداشته ازاین روهم اکنون نیزبرخود تکلیف می دانم بی تفاوت نسبت به مسایل پیرامونم ننشسته ودرحل مشکلات مردم و صیانت ازحریم سرزمینم پا به عرصه های تاثیر گزارتر اجتماعی و سیاسی بگذرام .

ازاین رو با باوربه خویشتن ومدد ازخداوند یکتا برای شرکت درانتخابات ریاست جمهوری خود را به عنوان کاندیداتوربه ملت ایران پیشنهاد کرده ام وبدین وسیله از مردمم دعوت به عمل خواهم آورد که با فراخوانی ملی به حل معضلات پیرامونمان بیاندیشیم.اما آن چه برای من سوال بر انگیز است این موضوع می باشد که قبل ازپرداختن به موضوع مورد بحث، توجه شما را به خاطره ای که اینجانب ازاوایل شناختم ازانقلاب اسلامی و شخص مرحوم آیت الله خمینی دارم جلب می کنم:خوب یادم است یکی ازاولین عکس هایی که من ازایشان دیدم آن مرحوم درحالی که سینی چای دردست داشت خود را درزیرنویس عکس به عنوان خدمتکاروخادم ملت ایران معرفی می نمود.تاثیراین تصویربا طرح چنین موضوعی درمقابل زرق وبرق اشرافی گرایی وتشریفات آنچنانی حکومت پهلوی باعث شد که نورامیدی دردل بخش عظیمی ازاقشارکم درآمد جامعه خصوصا ما نوجوانان درآن دوران بوجود آید.خصوصا هنگامه ای که  ازطرف انقلابیون درمحافل ومجالس وقت،بحث مشارکت همه ی اقشارجامعه ازاین پس باهرایدولوژی وتفکری به عینه و به کرات مطرح می بود.

با توضیح این مطالب توجه شما بزرگوار را به این موضوع جلب می نمایم درشرایطی که قانون اساسی که پس ازپیروزی انقلاب به تصویب دولتمردان جمهوری اسلامی رسیده درمفاد آن به مراتبی برمی خوریم که با شروط و قول های آغازین این تحول اجتماعی درآن هنگامه همسنگ نیست. امیدوارم صراحت نوشتارم حمل بربی ادبی و گستاخی نباشد، بلکه از آن جایی که روحیه ی انقلابی من ازهمان بطن نوجوانی توسط آموزهای انقلاب اسلامی درمن ریشه دوانیده است به ایراد این مطالب می پردازم..اگراجازه بدهید نمونه های مراتب فوق الذکررا انشاالله می گذارم برای وقتی که شخصا خدمت برسم.اما آنچه مرا برآن داشت که مزاحم اوقات شریف جنابعالی شده واین سطوررا بنویسم، شرایط کنونی کاندیداتوری ریاست جمهوری دراین مقطع می باشد. همان گونه که آن والامقام می دانند،رییس جمهور به معنای کسی که منتخب مردم وبرای ملت ومرزهای کشوری که آن مردم درآن زندگی می کنند توسط همین مردم معرفی وسپس به وظیفه ی خود یعنی خدمت به آنان بپردازد.اما ازآنجایی که احترام شما برای من به عنوان یک مرجع دینی وانسان فرهیخته مسلمان شیعه،کاملامشهود وواجب است.این سوال پیش آمده که آیا من به عنوان رییس جمهور یعنی کسی که منتخب ملتی است،متشکل ازادیان دیگر وانسان هایی با تفکرات گوناگون، آیا با در نظر گرفتن آیتم دین مشخصی با توجه به اینکه امری است ضروری ومهم، خدای ناکرده به تفکرات و پیشوایان دینی ومذهبی دیگر ازقبیل هموطنان زرتشتی،کلیمی،آسوری،مسیحی،صبی،سنی و... توهین و یا شاید بتوان گفت نادیدگی صورت نمی پذیرد؟

من براین باورم که رییس جمهورهمان گونه که ازنامش پیداست، مدافع هرآن کس که شناسنامه وهویت نژادی ایرانی دارد؛باید باشد.بی شک به همین دلیل  است که ملت ایران به پای صندوقهای رای می روند.ازاین رو تقاضامندم قبل از این که رسما به امرثبت نام درلیست کاندیداتوری وزارت کشوربپردازم به خدمت شما جهت ارایه ی ادب وسپس مجاب نمودنم،توسط آن مقام عالیقدربرسم.پیشاپیش ازبزرگواری شما درراستای تحمل این موارد که ازسوی اینجانب به عنوان فرزندی ازسرزمین ایران گفته شد،نهایت قدرادنی و سپاس را داشته  ازاینکه تفکر مرا به عنوان پبشنهادی پیش روی در نظر خواهید گرفت، بی نهایت قدردان شما بوده، توقیق روزافزونتان  در راستای تمامی اعمال انسان منشتان  را از خدواند متعال خواستارم.

فرزندی از ملت ایران بزرگ

12/2/1388 

 

ایرانبان بهرام آبتین

ادامه مطلب ...

به نام خداوند جان وخرد

 مساحبه ایرانبان بهرام آبتین با یک رسانه کرد زبان ایرانی در رابطه با رویدادهای داخل کشور

خبر نگار:آقای آبتین نظر شما در رابطه با برگذاری انتخابات ،نظام جمهوری اسلامی در ایران چیست؟ونقش قومیتها تا چه حد در این عرصه تاثیر پذیر است؟

آبتین: سراحتا باید بیان نمایم که یک بازی سیاسی در اینجا جریان دارد تا یک عرصه انتخاباتی ،واقعیت سخنان من به خوبی مشهود است به دلیل اینکه  میبینیم در  انتخاباتی که در این مملکت صورت می گیرد به اصطلاح این آقایان خبرگانی هستند که تصمیم گیرنده ومنتخب، هر انتخاب هستند نه مردم ایران، چرا که سایر ادیان، اندیشه ها، خصوصا بانوان و اقوام در هیچ صورتی اجازه ورود به این مقوله را نداشته چون شرایط بسیار ایدئولوژیک است، متاسفانه به معنای واقعی کسی نمی تواند نظر بدهد یعنی هر انتقادی در اینجا از دید مخالف با آن برخورد می شود، کما اینکه تمام منتقدین و روشنفکرانی که در سطح جامعه داریم بی شک بخاطر این مسائل و معظلاتی که در پیرامون مان است پا به عرصه می گذارند چرا که هیچ کس نمی تونه بیاد ودر سطح جامعه فقر، بیکاری، اعتیاد، فهشا، گرسنگی، وخیلی از مسائل که هرروزه با آن روبرو هستیم بخصوص فرار مغزها وانزوای بین المللی را نادیده بگیره ،حالا چنانچه بعضی ها هستند که می خواهند خود ارضایی سیاسی یا خود سانسوری کنند اون چیزی دیگه است،ولی واقعیت اینکه جامعه هوشیاره ومسائل را می بینند و پا به میدان گذاشته و ازتمام پتانسیل ها با انتقادها در چهارچوب قانون بین الملل استفاده خواهد کرد، همانگونه که خدمت شما عرض کردم ما مسائل و معضلات جامعه را هر روز شاهد هستیم از بین رفتن نظام شامخ خانوادگی در عرصه اجتماعی بر کسی پوشیده نیست در جامعه پیرامون ما متاسفانه به لحاظ تک اندیشی که موجوده هیچ کس اجازه اعتراض وانتقاد کردن از معظلات جامعه رو نداره چنانچه کسی پیدا بشه و از سر دل سوزی وانجام وظیفه که می تونه برای پیشرفت کشور موثر باشه سخنی بگه ،با احتهامات ،افتراحات وخیلی مسائل ناشایست دیگه مواجه می شود ،در این راه ما شور بختانه افراد بسیاری داریم که راهشان به زندان کشانده  شده است، نه! من فکر می کنم که قشر روشن فکر جامعه و آگاه به مسایل پیش رو به این نتیجه رسیده که به معنای واقعی بیاد جلو خواسته های به حق خودش رو بیان کنه و خوشبختانه می شود گفت که فضا هم باز تر شده و داره کم کم آن فضایی دیالوگ ما بین مردم و نظام انجام می شود به هر جهت نظام و آقایانی که در راس امور هستند این واقعیت را باید بدانند که ما منتقدانی هستیم که در راستای هویت و معیشت وسایر معظلات مردم مان دل مشغولی داریم و این را یک وظیفه می دانیم چون بر این باوریم به هر جهت ما باید در مقابل نسل آینده این مملکت پاسخ گو باشیم اینگونه نیست که به قول مثال معروف سرمان را هم چو کبک زیر برف نگهداریم یا به قولی منتظر ناجی باشیم که بیاید ومشکلات سرزمین ما را حل کنه، نه! اینگونه نخواهد بود" ما بر این باوریم که در راستای مسائل کشورمان باید بیائم وابراز عقیده کنیم طرح های منطقی بدهیم وامید وارم که تمام سطوح جامعه ایرانی به این نتیجع برسند که خودمان باید به حل همه مسائلمان جامعه عمل بپوشانیم نه دیگری، هر چند در این گذر بخاطر همان مسائل ایدئولوژیک که هم اکنون برسر راه ما است منتظر هر گونه واکنش وبروز تاوان در این مسیر راه خود هستیم و تاوان هم میدهیم، من امید وارم که جامعه به آنجا برسد که بجای  بحران سازیهای نا بجا و مخالفتهای احساسی بیاید از راه مواضین قانونی ودر چهار چوب کنوانسیو نهای بین المللی که دولت نیز به اجرای آنها ملظم است.خواسته های بحق خود را مطرح واز ایجاد هر گونه بحران وناملایمتی که می تواند ابزاری باشد برای سرکوب واختلاف افکنی ما بین نیروهای خردگرا میهنمان دوری جسته و با آگاهی کامل از راه تبادل نظر در چهار چوب قوانین جهانی به امید حق به خواسته های بر حق ملت مظلوم ومنظوی ایران برسیم .

 آقای آبتین این انتخابات با انتخابات در دوره قبل فرقی می کند یا خیر؟ ودلیل پشتیبانی آقای خامنه ای از آقای احمدی نژاد بخاطر چیست؟اگر بخواهم فرق مابین انتخابات گذشته وحال را بگویم، نه هیچ فرقی نمی کنند،فقط صورت مسئله تفاوت دارد ! مسئله همان است که از روز نخست انتخابات در این کشور وجود دارد چرا به این خاطر که هیچ موقع مردم در دوره های پیشین هم حق 100% انتخاب را نداشته اند یعنی اینکه افرادی با ایدئولوژی خواص به عنوان مثال یک سبدی جلوی مردم می گذارند و می گویند هر کدام را که دلتان می خواهد از درون این سبدی که برگزیده ماست انتخاب نمائید و شوربختانه این مسئله آنگونه در کشور ما باب شده که مردم به این واژه نامعقول و نا پسند، پسنده می کنند که حال که اینگونه است پس باید بین بد و بدتر بد را گرفت قافل از اینکه خود همین مردم ساحبان اصلی این باغ هستند و این حق را دارند و می توانند از هر درخت بهتر وشایسته تری که خود صلاح بدانندخاسته  ویا به نوعی میوه دل خواه خود را انتخاب نمایند  گوی که در اینجا برخی از این نکته مهم قافلند که بابا بین بد و بدتر واجه سومی هم هست این دلیل نمی شود که ما باید حتما از همین سبد دست چین شده دیگران  انتخاب کنیم براستی که میوه های رسیده وخوب کمی از دست رس دورند، اما خواستن توانستن است، اگر به عمل ز اندشه طرحی بر آریم. اما در خصوص پرسش شما در مورد حمایت آقای خامنه ای از آقای احمدی نژاد: باید عرض کنم که ایشان هم یک شخص هستند وبه عنوان یک شهروند ایرانی که بنا به توصیه قانون از حق وحقوق شهروندی به صورت مساوات برخوردار بوده و این اجازه را دارند که از کاندید مورد علاقه خود حمایت کرده وایشان را تشویق  ویا از ایشان به خوبی تمجید نمایند من فکر نمی کنم که مسئله خواصی بوده و در موضع انتخابات فرقی بوجود بیاورد چرا که مردم به خوبی از مسائل آگاهی داشته ها وخروجی عمل کرد آقای احمدی نژاد ویا هر شخص دیگری به خوبی بیان گر کار آمدی ویا عدم کارآمدی ایشان است  ای کاش مواضین قانونی در رابطه با مهیا بودن تریبونی آزاد برای همه مردم ومنتقدان جامعه رعایت می شد تا دیگران نیز می توانستند به راحتی نظرات  واندیشه های خود رادر این رابطه عنوان نمایند به دلیل این معذل شما هم اکنون صحبت کسانی را می شنوید که در سطوح بالای حکومث قرار داشته که امید وارم هرچه سریع تر این خلع پر شود و تمام آحاد ملت به صورت یکسان  از این ظرفیت ملی استفاده نمایند .

آقای آبتین شما اگر پیامی برای بیندگان ما دارید بفرماید؟ براستی که من در مقابل ملتی فهیم وبزرگ منش کوچکتر از آن هستم که بخواهم پیامی را عنوان کنم ،من با احترام به نظرات همه هم وطنانم  نظرم را می دهم به نظر من ریشه بروز این چنین معظلات و مسائل پیش رو در کشوری با آن پیشینه ی در خشان که بجز بر مغرضان بر کسی پوشیده نیست، متاسفانه نبود احزاب سیاسی واجتماعی فعال در همه امور این مردمه ،نه اینکه ما احزاب سیاسی در کشورمون نداریم ،احزاب سیاسی و فعالین مدنی وحتی فرهنگی در کشور بسیارند واین مهم به خوبی نمایانه که استارت اولیه همه احزاب بسیار خوب وهائذ اهمیت بوده اما اونی که هم اکنون درد آوره این نکته است، مسیری که برخی از اعضای این حزبها خصوصا احزاب سیاسی،در پیش گرفتن به مرور زمان به نوعی از احداف بنیان گذاران اولیه شون دوری جسته ومیشه اینگونه قلمداد نمود که برخی از این جمع ها شوربختانه به کلوپ ویاباشگاهای برای وقت گذرانی عده ای از اعضا تبدیل شده این که فقط نشون بدن که ما هم هستیم، کما اینکه عملکرد برخی از این احزاب را ما هم اکنون به عینه می بینیم،امید وارم گفتن این سخنان من حمل بر بی ادبی یا که نادیده گرفتن عملکرد همه احزاب کشورمون نباشه بلکه این سخنان درد دل منه چرا که برخی از افراد این احزاب با مصلحت اندیشی ومسامحه های بیش از حد و نپرداختن به خواسته های بطور 100% درصد مردم جامعه وحتی ممانعت با شور واشتیاق جوانان هم تیفشان برای اجراع درتصریع طرحها مطروحه ،به قول مثال عامیانه تنشون رو به آب  نزدن و در نهایت رکود و دل مردگی در عمل کرد اعضای حزب و مردم جامعه ای که نیازمند ارائه تدابیر و راهنمای های از طرف این چنین مجامع می باشد را در پی داشته ،براستی اینگونه نیست که افرادی بنشینند وبا برشمردن کمی ها وکاستی های یک جامعه وتقسیر را به گردن این وآن انداختن خود را مطلع و روشن فکر خطاب نمایند وبه اسطلاح به خود ارضایی بپردازند، معظلات یک جامعه درتمامی سطوح آن جامعه به خوبی نمایان است بی شک از یک کودک خرد سال گرفته تا یک انسان بزرگ سال هر کدام به وصع خویش متمعنا در برشمردن کمی ها وکاستی ها هر یک از دیگری سبقط خواهد گرفت اینجا است که یک روشن فکر باید به این موضوع توجه بنماید، خیلی خوب حالا که بر حسب دانش وشعور بالای اجتماعی خویش پی به شناسایی معظلات جامعه برده حال باید چه تدبیری پیشه کند که جامعه ومملکت خویش را از این چنین بحرانی رهایی بخشد، این درست همان چیزیست که توده مردم از لیدرها واحزاب سیاسی مملکت خویش انتظار دارند، بی شک مردم بحران زده ما هم اکنون منتظر طرح وبرنامه ریزی صحیح از سوی همه احزاب سیاسی وپیشرو این جامعه است به هر روی با توجه به بروز تهولات اخیر کشورمان و بالا رفتن سطح دانش وآگاهی مردم  خصوصا قشر جوان در این عصر طلایی ارتباتات خوشبختانه می شود چنین استنباط کرد که قشر روشن فکر آزادی خواه و قانونمند کشورمان بر آن است که بر این خلع یعنی نبود یک حزب متشکل از همه ادیان ،اندیشه ها واستفاده بهینه از تمامی پنسیلهای کشور با ارائه پیشنهادات خردمندانه  وایران خواه بدور از هرگونه زنده باد ومرده باد برای ساختن ایرانی آباد دست در دست هم نهاده وبه مانایی این وطن پارسا با انوان ونام همبستگی برای دمکراسی وحقوق بشر در ایران بکوشند که بنده نیز به عنوان یک سرباز وخدمت گذار به مردم ومیهنم افتخار هم راهی با این گروه را خواهم داشت امید وارم که در این راه هر هم وطن بزرگواری که دل مشغولی این خاک ومعیشت این مردم را دارا است و آه دل درد مندان ومنزویان کشورمان بر وی تاثیر می گذارد، بیاید با ما همسو شده تا که شاید بتوان به دین کونه امید وار بود که شعور اجتماعی دولت را به جای برسانیم که بجای برخورد و در انزوا قرار دادن وخط یا نشان کشیدن برای ما به جایگاهی برسد که بنشیند وبا مذاکره صحیح به معظلات پیرامونمان توجه نماید از آنجای که هر حرکتی بی شک از آغازش داری کاستی های خواهد بود اما ما هم اکنون صیعمان بر این است که تمام جوانب را در نظر گرفته وبرای سرفرازی مردم وسرزمینمان بکوشیم از این رو چند آیتم آغازین را برای شروع این راه در نظر گرفته ایم که بنده به مراتب مهمی از آنان اشاره می نمایم ، هر چند که همانگونه که گفتم دوستان فرهیخته بنده در مدیریت این حرکت هر گونه پیشنهاد وانتقاد سازنده ای را از سوی هم وطنان گرام با کمال مهر ورزی برای تعالی این منشور واساس این حرکت خواهند پذیرفت چرا که ما بر این باوریم که هیچ چیز از آغاز کامل نیست این همبستگی وهمفکری  با سایرین است که یک طرح اجتماعی را به کمال می رساند بنا بر این آیتم ها کنونی مطروحه به شرح زیر است.

جدای دین از حکومت: البته قبل از هرچیز این توضیح را بدهم، برخی بر این باورند که طرح چنین پیشنهاداتی نادیده گرفتن ویا توهین به دین است ،نه اصلا این چنین نیست اتفاقا این احترام به دین است ،چرا که هر دینی دارای قداست وجایگاه خواث خود است وچنانچه دینی وارد مثائل سیاسی به صورت 100% گردد به مراتب از آن قداست خود دوری جسته ورفته رفته در نضد مردم گرایشهای خواصی نسبت به این موضوع پیش می آید کما اینکه ما هم اکنون با معظلاتی در این خصوص در سطح جامعه خویش روبرویم ،پس این گونه است که ما براین باوریم برای سیانت ازقداست دین ،دین از سیاست باید دوری جسته نه اینکه نادیده گرفته شود چرا که اینجا ایران است وما فرزندان خرد کورش بزرگیم هر کس با هر تفکر وبا هر اندیشه ای که پرستش خدا را داشته باشد برای ما محترم است ولی این موضوع دلیل نمی شد که به عنوان مثال :من دارای دین خواص بیایم بردین دیگری خودم رو بر تری نشان بدهم ،اصلی که شوربختانه هم اکنون  یکی از اصلی ترین شرایت ثبت نام کاندیدهای ریاست جمهوری دوره دهم می باشد واصل خیلی بدی هم هست حالا لاذم می دونم که در این رابطه یک توضیح هم بدم که به پیشنهاد برخی از دوستان هم اندیش  من نیز برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری همین دوره اعلام کاندیداتوری کرده بودم حقیقتا من وهم اندیشانم بر این امید بودیم که بنا به بالا رفتن سطح آگاهی وشعور اجتماعی مردم جامعه، مسوولین حکومت هم اکنون به این نتیجه خواهند رسیدکه باید در قوانین پیش رو تجدید نظر اعمال نموده متکی بر حقایق و شرایت کنونی جامعه گزینه های عقلانی تری را در راستای شایسته پذیری برای ورود به این عرصه مبارزانی مهیا نمایند، اما متاسفانه به دلیل تکرار این شرایت غیر عادلانه، من با مشورت با برخی ازصاحب نظران فرهیخته ومراجعه به دفتر رهبر جمهوری اسلامی جناب آقای خامنه ای برای رسیدگی به این مهم پس از نگرفتن نتیجه  پاسخ به درخاست های کتبیم ،در مورد شرایت غیرمنسفانه ثبت نام کاندیدها ریاست جمهوری ،من از ادامه شرکت در این انتخابات انصراف داده ودر تاریخ 19/2/88 طی اعلامه ای از این مبارزه متناقض با همه کنوانسیونهای حقوق بشری در جهان پیرامون ، سر باز زدم چرا که من بر این باور هستم که یک ریس جمهور باید در مقابل همه ملت ایران مسوول ونصبت به خواسته های آنان پاسخگو باشدکه شرایت پیشرو برای به وقوع پیوستن این مهم بسیار متبادر به ذهن می نماید از آنجایی که ملت ایران متشکل از ادیان،اقوام، ودارای اندیشه های ایدئو الوژیک دیگری  نیزمی باشد وبا توجه به این نکته که بخش عظم این ملت را زنان جامعه تشکیل می دهند،از این رو با توجه به این مورد که در اصو ل وشرایت ثبت نام هیچگونه توجه ای واشاره ای به این موارد نشده است واز آنجایی که طرح سخنان همه ارکان حکومتی دراشاره به حفاظت از نظام ودر مصلحت اندیشی برای نظام خلاصه شده است چرا که ما به وضوع می بینیم تشکیل دستگاهی بسیار عریض وتویل با قدرت نفوض وتاثیر گذار در تمام امور با نام دفترمصلحت نظام ،یا شاهد تشکیلاتی بسار گسترده به نام خبرگان  در کشور هستیم تائت نام خبرگان رهبری بازهم برای نظارت بر امور صیانت از اصل موجودیت نظام وچنانچه هر شخصی در هر رابطه ای در این مملکت بخواهد حرکتی بکنند باید تعهد به نظام را در اولویت همه امور قرار دهد ،اینجا این سئوال برای من پیش آمده است که آیا:جایگاهی برای مردم در این پرسه عظیم حکومتی وجود دارد یا خیر ؟آیا مردم برای نظام ،یا نظام برای مردم است؟ ما سختی ها ومصایب پر شمار را تحمل کردیم ،انقلاب کردیم درجنگ شرکت کردیم آن همه شهید و مجروع دادیم با وجود دارابودن سرزمینی پر ازنعمتهای خدادادی در انضوا قرا گرفتیم با فقر وناداری وگرسنگی وخیلی از مصایب دنیا دست پنجه نرم کرده ایم وتمام معضلات را به جان خریده ایم که چه شود ؟در این سرزمین نظامی مستحکم تربشود ویا مردم این کشور در نظامی مستحکم بشوند ؟ این جایگاه باید به روشنی مشخص شود که آیا مردم برای نظام یا که نظام برای مردم؟ براستی جایگاه مردم وآنانی که براین باورند که بایدبرای مصلحت مردم این سرزمین دل مشغولی داشت وبه جد کوشید جایگاه اینان در کجای عرصه این بازی سیاسی وایدئولوژیک جای دارد، یا لاعقل آقایان به وضوع باید روشن نمایند که هم اکنون تکلیف ملت ایران را چه شخص یا که گروهی باید مشخص بنمایند در این رابطه تکلیف چیست؟

آیتم دیگر ما تساوی حقوق زن ومرد ونفی هر گونه تبعیض اندیشه ای یا قومیتی در کشورمان می باشد،از آنجایی که این باور از آغاز تمدن بشری در بن وریشه اندیشه خردگرای ایرانی وجود داشته آنگونه که نیاکان ما زن و مرد را همسر به معنای یک اندازه و برابر قلمداد نموده، اینگونه که ما فرزندان راستین آنان نیز هم اکنون بر این باوریم، پس نتیجتا ما نمی توانیم از خرد وتینط خویش دوری جسته وبانوان جامعه که مادران زاینده خود ما وسازندگان آینده این مرزو بوم هستند را نادیده گرفته به عباراتی آنان را به چشم ضعیفه" یا کم بها تر از جنس مردها قلمداد نمایم .

در رابطه  با تبعیض عقیدتی یا قومی نیز باید اینگونه بیان نمایم، که سرزمین ایران همچون پیکره ایست بزرگ متشکل از همه ادیان ،اقوام،فرهنگها،وخردفرهنگهای بشری که از دیر باز تا هم اکنون در کنار هم در سلح وآرامش ونوع دوستی بنا به آموزشهای خرد ورز نیاکان خویش زیسته وهر گاه در طول تاریخ ناملایمتی های بر این سرزمین بروز نموده است همگی با اتحاد وبرابری در راه سیانت از این وطن مشترک از نثار جان ومال خویش هم دریغ نورزیده اند کما اینکه تاریخ پر فراز ونشیب کشورمان مملو از رشادتهای همه تیره های ایرانی وآریایی نژاد بوده وهم اکنون نیز خواهد بود، پس بنا بر این هر گونه تبعیض به هر نوع وانوانی از نظر فرد فرد ملت ایران مردود شناخته شده وما هم اکنون به عدالت وبرابری ومساوات در سطح تمام توده های مملکتمان باورمندیم وچنانچه در اندیشه ای طرح اختلاف افکنی میان اعضای این پازل بزرگ وجود داشته باشد در راستای تسریع و راهنمای وی خواهیم کوشید.    

بی شک تغییر قانون اساسی وحذف اصول مغایر با حاکمیت ملی کشور وحاکمیت قانون برخاسته از اراده آزاد مردم و حق مسلم ملت است ،از آنجایی که مواضین قانون اساسی هر کشور بنا بر مسائلی که در درون آن ملکت مطرح می باشد، باید توسط کارشناسان خبره و قانون گذاران مطلع، وضع وسپس با نظارت کامل به مورد اجراع گذاشته شود، متاسفانه بنا به حقایقی که هم اکنون در راستای عدم وجود اجرای عدالت قضایی در کشور مان صورت می پذیرد و بروز اینچنین عمالی نیز برکسی پوشیده نیست،حال فرزانگی ایجاب می نماید که هر چه سریع تر در روند باز نگری قانون اساسی کشور و سپس نظارت بر اجرای آن تدابیر اساسی صورت پذیرفته ، جامعه ومیهن خویش را از این هرج ومرج و بی قانونی وسردرگمی نجات بخشیم.

  از آنجایی که پاسداری از تمامیت ارضی سرزمینمان ایران که خانه همه ملت ما است وبه فرموده حکیم گران مایه توس حضرت فردوسی گران قدر، فرد فرد مردم این سرزمین هر یک به منزله یک شهروند وظیفه شناس باید رفتار نموده و صیانت از این خانه همچون یک اصل قلمداد شده وهمگان باید در این راه کوشنده ودر این راستا از هیچ جان فشانی دریغ ننمایم.  

واماتاکید بر دمکراسی واجرای حقوق بشر در کشور نیز همانگونه که همگان آگاهید در کنوانسونهای حقوق بشری که نظام جمهوری اسلامی نیز یکی از امضا کندگان اینگونه میثاقهای بین المللی بوده و بر اجرای مفاد آنان مقید می باشد صراحتا بر نفی هر گونه تعرض به حقوق حقی دیگران اشاره سریع به عمل آمده و تحقق دمکراسی در هر جامعه را حق مسلم مردم آن جامعه می داند که یکی از خواسته های مهم ما همین اجرا نشدن این مهم در سطح جامعه و کشورمان می باشد یکی دیگر از نمایان ترین تخلف های نظام جمهوری اسلامی در خصوص اجرای خشونت وایراد شکنجه در برخی از برخوردهای قهر آمیز اجتماعی درسطح جامعه می باشد آن قدر این حرکت ناشایست در کشور باب گردیده است که بر خی از عوامل دستگاهای زی ربط نظام بدون صدور هیچ حکم قضایی بطور خودسرانه اقدام به ضرب وشطم ویا حتی دستگیری وبازداشت برخی از هم میهنانمان را می نمایند که این عمل آنان نشانه بارز نقض حقوق بشر در کشورمان می باشد .

یکی دیگر از مثائل بسیار مهم وحائز اهمیت یک سرزمین، یک پارچه نگاه داشتن مردم آن سرزمین است و اساسی ترین عامل ایجاد چنین موقعیتی زبان وفرهنگ جاری بین آحاد ملت درآن جامعه است از آنجای که زبان پارسی یکی از قدیمی ترین زبانهای رایج جهان بشری بوده و در دورانی نچندان دور از تاریخ بشری در زمان داریوش بزرگ بیش از 28 ساتراب ایرانی که در آن هنگامه محدوده کهن سر زمین پیشینیانمان، که هم اکنون بیش از نیمی از کره مسکونی زمین را در بر می گیرد بنا به شواهد پر شمار تاریخی در کنار سایر زبانهای رایج منطقه ای در آن دورانها مردم این مناطق اکثرا با همین زبان  پارسی کنونی که البته هم اکنون در پاره ای از لغات نیز (با ورود برخی از الفاظ دیگر دست خوش تعقیراتی گردیده است) سخن می راندند، کما اینکه با کنکاش و برسی همه دیشکنریهای موجود زبان شناسی در جهان به ریشه پارسی همه لغات بر خواهیم خرد، با این توضیح که در نظر گرفتن تمامی لعجه ها واحترام به سایر زبانها در میهنمان یک اصل انکار ناپذیر است وهر قوم وقبیله ای ونژادی ...باید در راستای شکوفایی ومانایی فرهنگ درونی ولعجه بیانی خویش کوشا بوده وبه آن ارج نهد اما برای یک پاچگی ملت ایران واستفاده همه آحاد ملت از زبان پارسی به عنوان پلی ارتباطی بین همه مردم با عنوان زبان رایج بین اقوام، باید همگی در حفظ گسترش وسیانت از این موهبت خدادادی سرزمینمان کوشنده بوده و از طرفندهای تفرقه افکنانه دشمنان این ملت یک پارچه قافل نبود.

ودرنهایت آنچه که به پیشرفت یک جامعه کوشا وپیشرو در همه ضمینه ها کمک کرده ومانایی هر جامعه ای را میسر می نماید توصعه اقتصادی همراه با پیشرفتهای اجتماعی، توعم با عدالت ونفی هر گونه تبعیض وبهره کشی غیر منسفانه، خصوصا در راستای تقصیم کار واستفاده از منابع اقتصادی است،ما بر این باوریم که رسیدگی به امور درامد زا کشور توسط گروه های کارشناسی وبرسی های دقیق منطقه ای برای پیش رفت همه مناطق کشور بسیار مهم وحائظ اهمیت بوده و اجرای هر گونه طرح وپروژهای اقتصادی بدون پشتیبانه علمی کارشناسی مغایر با اصول مملکت بوده و از اجرای آنان باید صرف نظر به عمل آورد .در پایان با پذیرفتن این واقعیت که طرح هیچ برنامه ای عاری ازخلل نبوده وپیشنهادهای مندرج در این علامیه نیاز به بازنگری وشاید بروز تغیراتی نیز در آنان لازم خواهد بود لذا بدین وسیله از همه آهاد ملت عزیزمان دعوت به عمل آورده با پیوستن به این حرکت خود جوش واجتماعی که فقط به شکوفایی و سرفرازی ایران وایرانی می اندیشد ما را در راستای این وظیفه ملی یاری رسانده وهر روز شاهد  ضدودن معظلات اجتماعی پیرامون خود بوده با بستر سازی خرد گرا وایجاد فضای دمکراسی توئم با رعایت مواضین حقوق بشری در میهنمان هر روز شاهد  پیشرفت وموفیتهای مردم وکشور عزیزمان ایران در تمامی عرصه های داخلی وبین المللی باشیم به امید آن روز

ایرانبان بهرام آبتین مسوول کانون فرهنگی پارسهای لر بختیاری ایرانبان 15/3/1388      

  به نام انسانیت                                        تحریم انتصابات رژیم ( انتخابات) 

ملت بزرگ وآزادی خواه ایران زمین

ازآن جا که بنا بر جبر ایدئولوژیک حاکمه ، شرکت ازاد وقانون مند همه ی سطوح جامعه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری کشور میسر نبوده واین فرصت ملی به یک بازی سیاسی وابراز قدرت مطلقه برای جناح حاکم در میهنمان تبدیل گردیده است، این انتخابات را تحریم می کنیم ،نا دیده گرفتن فاحش سایر ادیان، اندیشه هاوخصوصا زنان جامعه در این میدان مبارزاتی مقایر با تمامی اصول عقلانی وقانونی پیش رو می باشد وبی شک طراحان چنین ترفندهای غیر مدنی وغیر اجتماعی  قصد توهین به ملت ما در پهنه ی بین المللی وداخلی را دارند  برای اینکه با این کار به جهانیان القا خواهند کرد که چنین ملتی صلا حیت جایگاه رفیع در جهان را ندارد . از این رو با احترام به همه ی ایرانیان با هر نظر وعقیده اعلام می کنیم که در این انتصاب (انتخاب) شرکت نخواهیم کرد واین گونه توهین وتحقیر از سوی هیچ حکومتی را نخواهیم پذیرفت همچنین اعلام می داریم به دلیل رفتار مغایر با منشور جهانی واعلامیه جهانی حقوق بشر ومیثاق های آن از هئیت حاکمه به سازمان ملل متحد شکایت خواهیم کرد .        

کانون فرهنگی پارسهای لر بختیاری ایرانبان           10/3/1388           تهران

ایرانبان بهرام آبتین

 

بنام انسانیت

من نیز رویایی دارم،امیدم بر به مسلخ نرفتن روح شامخ انسانیت در این گیتی پهناوراست .

من ایرانبان بهرام آبتین فرزندی از سر زمین پارسهای لر بختیاری،ایران بزرگم،زادگاه من به شواهد پر شمار تاریخی واقع در خوزستان مهد تمدن بشریت، سرزمین آنشان ،شهر پارسو ماش، نخستین پایتخت پارسیان باستان (مسجد سلیمان نفت خیز کنونی ) خاستگاه پرورنده ابر انسانهایی جاودانی،همچون دودمان هخامنشی، کوروش بزرگ، داریوش دادگستر...وسایر نامداران عرصه انسانیت وخردورزی در مشرق زمین می باشد، ابر انسانهایی که بنا به شواهد پرشمار به جای مانده از تاریخ پیشینیانمان، چگونه بهزیستن وچگونه پاک رستن، از این گیتی پُر رمزو راز را، آنگونه که بر همگان مشهود است با سخاوت وانسان منشی والا برای جهانیان ارزانی نموده اند، چرا که شالوده اندیشه خرد گرای آنان نسبت به جهان پیرامونشان، در چگونگی گفتار، کردار و پندار نیکشان هویداست . آری از تراوش اندیشه نیاکان ما بود که نخستین منشور حقوق برابر انسانها، برتارک منقوش، نقوش جهان آنگونه که بر همگان مشهود است بر لوحی استوانه ای از خاک سرد نقش بست و بنا به شهادت تاریخ در گذشته ای نه چندان دور از طی هستی بشریت در گامهای راد مردان وپارسا زنان سرزمین ما بود که مظلومان جهان در آن زمانه از جور ظالمان در عمان وبه آرامش دست می یافتند هنوز هم نشانه های نخستین آبادانیهای دستهای خرد ورزان ایرانی، برعلم وانسانیت ومعرفت جهان در اقصی نقاط این گیتی پهناور به خوبی نمایان است، آن هنگامه ای که برای نخستین بار یا شاید بتوان گفت آخرین بار، انسانهایی یوق بردگی در جهان پیرامون خویش را از هم گسسته و بر چگونگی پرستش در نزد سایر ملل احترام گذاشته و آنگونه اعلام داشتند، بر این باورند که پرستش مخصوص خدا است هر کس را به آیینی، این والامنشی از تراوش ژرف اندیشه نیاکان ما بود، نخستین مردمان سرزمینی که سازندگی و آبادانی را ارج نهاده و تخریب و پلشتی را کیفره عطا می نمودند، از نیاکان ایرانی تبار ما بودند، آن هنگام که مردان و زنان را برای نخستین بار همسر به معنای یک اندازه نام گذاشتند وبردگی، غلامی و کنیزی را درجهان نازیبا وناروا اعلام نمودند، این تحول میمون نیز در محفل پیشینیان ما صورت پذیرفت، آنکس که برای نخستین بار فریاد برآورد که هر گز کسی را بنا به گناه دیگری میازارند، وی نیز از نیای سرزمین اجدادی ما بود ، آنکس که در اوج اقتدار و والامقامی اینگونه سخن راند، هر کس آزاد است در هر کجای این جهان که می خواهد به شرط تعرض ننمودن به حقوق دیگران در آزادی کامل سکنا گزیده وهمچنین آزاد است که مرا به فرما نروای خویش بپزیرد یا که نپذیرد آن نیز از خردورزان سرزمین پر رمزو راز ما بود.

براستی سرزمینی که اینگونه مهد تمدن انسا نیت، مهیاگر بستر صلح، نوع دوستی، شکوفایی و آبادانی و آزاده خوایی و آزادگی در سراسر جهان بوده است و اینچنین انسانهای والامقام و اندیشمندی را در خود پرورانده و به جهان بشری ارزانی نموده است، آیا هم اکنون باید در چنین جایگاهی قرار داشته باشد و اینگونه مردم وسرزمینش، مورد ظلم، جور،جفا و در جنگ و انزوا جهانی به سر ببرند، آنگونه که هم اکنون ما مردم ایران با چنین پیشینه درخشان، روزگاری بس دشوار و ناباورانه را در سرزمین پدری خود از سر می گذرانیم.

خطابم به شما است "شما ای انسانهای آزاده ای که هنوز خوی مهر ورزی که بر آمده از حس خرد ورزی و مقام شامخ انسانیت می باشد در شما هویدا است، شما ای که در  اقصی نقاط این گیتی پهناور که براستی دهکده کوچک جهانی می نماید، درصلح وآرامش وشاید بتوان گفت آسایش نسبی در کنار خانواده های خود روزگار می گذرانید، آیا این را می دانید که دراینجا مردمی روزگار می گذرانند که بنا بر جبر حاکم بر سرنوشتشان از زندگی فقط زنده بودن را تجربه کرده و ریاضت کشیدن را تنها راه ممکنه برای زندگی خویش می دانند، آیا این نکته را می دانید، که ما مردم ریاضت کش کنونی فرزندان ووارثان همان انسانهای از خود گذشته و سخاوتمند پیشین هستیم که برخی از افتخارات بسیار ارزشمند، ارزانی نموده به مردم جهان را برای شما برشمردم! مردم سرزمینی که به پاس به سلاخی رفتن اقددار، فرهنگ وتمدن دیرینه آنان، بنا به مناسبتهای ددمنشانه وپیچیده ضد بشری برخی از کشورهای استعمارگر منطقه از جمله بریتانیا وروسیه، روزگاری بس اسف بار وغیر قابل تصور نسبت به پیشینه خود را می گذرانند، روزهای مملو از جنگهای قومی قبیله ای، نژاد کشی های بی رحمانه، بروز ارتشهای مخوف زیر زمینی و گروهای تروریستی انتحاری بسیار مبهم در درون ، گسترش مافیا و گروهای اقتصادی نیرومند در سایه، آموزش و ارائه باورهای ضد انسانی به جای اندیشه های عقلانی وخردگرا، دروغ گویی در میان قشر بساری از جامعه بخصوص برخی از مسوولین نظام، عدم نظارت کارشناسانه در همه امور مملکت، نفوذ مشهود بیگانه گان خصوصا اعراب بر اجرای مسایل و سیاست گذاری های کلان کشور، نبود بهداشت روانی و آموزشهای اجتماعی عقلانی؛ آمار غیر معمول نزاع های خانوادگی و گسترش روز افزون طلاق در سطح جامعه، از هم گسستن نظام شامخ خانواده که شالوده وزیر بنای هر اجتماع خرد ورز ونیرومندی است، ترویج خرافات، گسترش فحشا، قتل، ترویج بزه کاری و بی بند و باری، دزدی های مسلحانه، فاجعه بروز کودکان خیابانی، گسترش مواد مخدر، ترویج فساد وباندهای قاچاق گسترده انسانها خصوصا دختران وکودکان خردسال، گرسنگی، بیکاری، بازار سیاه فروش خون واعضای بدن انسانها در سطح وسیع، بروز بیماریهای مسری و آمار بالای مرگ و میر انسانها در کشور، عدم رسیدگی  صحیع در چهار چوب قانون بشری به روند پرونده های قضایی متهمان، نبود نظارت بر اوضاع زندانیان خصوصا زندانیهای عقیدتی و سیاسی، عدم ازادی بیان واندیشه، بروز تبعیض بسیار فاحش بین توده های مردم خصوصا ادیان دیگر وزنان جامعه، از بین بردن میراث فرهنگی ونشانه های تمدن وهویتی ملتی دارای منش بی همتا، دزدی هویتی، جعل و ثبت داشته های ملت بزرگ ایران به نام برخی از کشورهای بری از تمدن منطقه، عدم ساخت وراه اندازی مراکز عالی وپژوهشی، نبود بستر آموزش وپرورش مطابق با فرهنگ ومنش خرد گرای ایرانی، از بین بردن حس شکوفایی و پیشرفت و امید به آینده نگری در جوانان وسایر اقشار جامعه، نبود امکانات رفاهی، ورزشی، نبود امنیت در کل جامعه بخصوص در ترانزیت جاده ای که سالانه موجب مرگ و آسیب رسانی به هزاران نفر از هم میهنانم می شود، فاصله روز افزون طبقاتی، فرار مغزها و غیره که به طبع فروپاشی یکایک اخلاقیات ومنشهای نیک انسانی در یک جامعه را در پیش دارد، ما هر روزه در سر زمین قصب شده مان توسط انسانهای تک اندیش با ایدولوژی افراطی وبیگانه با مردم این سرزمین و با اندیشه های کاملا ضد بشری که نشات گرفته از روحیه بیمار گونه آنها است دست در گریبانیم، به راستی که میهن ما هم اکنون سرزمینی بس خطر ناک ودلهره آوری است، ما با نظامی بدون مسوولیت، بی رحم خون ریز، غیر دمکرات وبدون توجه به حق وحقوق دیگران، تمامیت خواه، کج اندیش و بیمارگونه، نظامی که به تو میگوید ، بخور تا خورده نشوی ، بزن تا زده نشوی، بکش تا کشته نشوی، واصل زور و دروغ و ریا و تبهکاری حاکم بر اصول و مقررات و قوانین آن است، روبرویم "براستی که چنین نظامی را می توان نظامی ظالم، زورگو و خود کامه دانست که در نبود جهانی خرد گرا و بر گرفته از فرهنگ همه انسانی اینچنین عمل می نماید. از این رو ما بر این باوریم که در واقع بوجود آمدن این چنین نظام واندیشه غیر انسانی ونکبت باری در سرزمین مان به باور هر روان و وجدان بیدار، ناشی از به مسلخ رفتن اقتدار ونیرومندی سرزمین ایرانی در این برهه از زمانه می باشد، مردمان سرزمینی که خود را از هزاران سال پیش پاسبان گفتار، کردار و پندار نیک انسانی می دانسته اند، خاستگاهی که آموزه های مردمانش بر این باور بوده که بنی آدم اعضای یک پیکراند که در آفرینش زیک گوهرند، انسانهای که از تاریخ پیدایش بشری بنا به ادله برجای نهاده از خویش همواره بهزیستی و شاد زیستی و احترام متقابل به همنوع را همچون عبادت با معبود خویش می دانستند، همانگونه که ما نیز هم اکنون بر این باوریم، براستی که هر آنچه در تشریح شقاوتهای چنین اندیشه نظام حاکم بر سرزمینم بکوشم باز هم در پس پرده ی تزویر و تقیه دیگرم! از آنجای که شوربختانه این سونامی مخوف ضد بشری آنگونه در درون پیکره همه جهان خزیده است و تنها انگیزه این مخربان ثبات شئونات بشری، این است که امیدوارند، همه مردم جهان از درون منقلب وکره زمین یک جا ویران گردد،چرا که اینان بر این باورند که انسانها را باید امت خطاب نموده وآنگونه پرورانید که فقط اندیشه های بیمار گونه ایشان برآنان حکم فرمایند ولا غیر" آری در باور مقدس و بن اندیشه این ددمنشان، سعادت را در نابودی دیگران اندیشان یا به اصطلاح آنان کافران دیدن است وثواب آخرت را بر پایه زورگوئی، قتل، قصاص، تجاوز شرعی، غارت، مصا دره اموال دیگران، بحران سازی واعمالی بسیار ناپسند وبدور از منش انسانی دیگر می دانند و تنها ابزار کار آمد این روان پریشان، استفاده از نقاب ایدئولوژیگری افراطی برای سرکوبی خردورزان، روشنفکران و دگراندیشان جهان عقلانی می باشد. ما باید باور داشته باشیم که با باورمندانی روبرو هستیم که بنا به مغز شویی و آموزشهای ناروا، آنگونه در مسیر گمراهی قرار داده شداند که حتی بدون پرسش این موضع از مشوقینشان که اگر بهشت و هم برانگیز اندیشه آنان، جایگاهی بسیار زیبا والا و واقعی است، چرا این مشوقان نابود کننده بستر شاخص زندگی راستین بشری، خود به آنجا هجرت ننموده و اینگونه دیگران را برای ورود به آن درجه وهم برانگیزانه، از طریق انتهاری نمودن خود ونابود کردن سایر انسانها، در این تراژدی نامعلوم اجیر و به قتلگاه می فرستند، براستی که من در شگفتم، چگونه است که روشنفکران و برنامه نویسان اقتصا دی، اجتماعی و حقوق بشری وغیره جهان متمدن کنونی بدون در نظر گرفتن این چنین بلای جهانی بیش از پیش به مسایل دیگر از قبیل چگونگی دستیابی به پتانسیلهای خلاق انسانی، انرژیهای فسیلی، اتمی و سرزمینی دیگران پسنده کرده واین خلع محسوس که همانا عزم جهانی برای انجام کار فرهنگی واطلاع رسانی به همه توده های مردم بخصوص کشورهای عقب مانده جهان سومی، می باشد را کم بها وشاید بتوان گفت نادیده می گیرند، چرا که این مهم یعنی نبود امکانات رسانه ای برای آگاهی رسانی و آموزشهای عقلانی بر گرفته از خرد جمعی، به توده های آسیب پذ یر، باعث گردیده است که اندیشه های بیمارگونه و مخربی که هم اکنون به دلیل یک پارچه نبودن جهان اندیشمند امروزی، این کج اندیشان با دست یازی به منابع مردم بی پناه منطقه توانسته اند با نفوذ بر برخی از تفکرات با ایراد زور و استفاده از اعتقادات ایدئولوژیک افراطی توام با تزویر، ریا ودروغ گویی تا حدی بسیاری به امیال شوم و ضد بشری خویش دست یافته واینگونه به بی نظمی وعدم ثبات در جهان بشری برای بقای خویش دست بزنند، بی شک آنچه هم اکنون برای همه مردم این دهکده کوچک جهانی بسیار هایز اهمیت است، احساس مسئولیت نسبت به هم نوعان خویش در راستای مبارزه با این ایدئولوژی شیطانی و ایجاد بستر صلح و ثبات برای همه مردم جهان می باشد و تنها ابزار لازمه این تحول مهم، هم کاری وهم یاری همه کشورها با یکدیگر برای مقابله با تجاوز وخشونتی است که همه روزه به پاس بی توجهی سایر ملل نسبت به جهان پیرامونشان برای برخی از مردم سرزمینهای دیگر به خصوص ما ایرانیان در حال وقوع است، کمبود ارگا نهای فعال فرهنگی ومدنی، ضعف وکم کاری مجامع حقوق بشری، انعقاد قرار دادهای اقتصادی سود آور با چنین حکومتهای متحجر، از سوی برخی از دولتهای غیر مسئول، عدم نظارت دقیق مجامع بین المللی وغیره ... باعث گردیده که اینچنین دولتهای ایدئولوژیک هیچ گونه مرجعی را برای پاسخ گویی به رسمیت نشناخته و این گونه به خود کامگی، ظلم و ستم به مردم با ساختن بستر هرج ومرج در جهان و منطقه دست بزنند و هرگاه کسانی به دلایل بی ثباتی حکومت قانون و برای احقاق حق مردم و سرزمین خود دست به واکنش واعتراض بزند با سخت ترین مجازاتها از قبیل زندان، شکنجه، تبعید، محرومیتهای اجتماعی، قتل... و غیره روبرو خواهد بود، که آمار اعدامها وقتلهای زنجیره ای، زندانیهای بیشمار عقیدتی و سیاسی کشور مان، نشانه بارز این واقعیتهای شوم ضد بشری در این نقطه از جهان است و من نیز به عنوان یک فعال  فرهنگی و اجتماعی که از آغاز دوران نوجوانیم همواره در همه عرصه های اجتماعی میهنم حضور داشته و برای دفاع از مردم و سرزمینم سالها در میادین جنگ مبارزه نموده ودر این راه متحمل جراهاتی نیز  گردیده ام، همانند بسیاری دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبوده وتا به حال چندین بار مورد اتهامهای واهی وبی اساسی از قبیل قیام مسلحانه برای براندازی نظام، برهم زدن نظم عمومی ، بر پایی تجمعات غیر قانونی، ایجاد هرج ومرج واغتشاش در سطح جامعه، ایجاد راه بندان،  قصدایجاد درگیری واختلافات قومی، خلع سلاح ودر گیری با نیروهای مقاومت بسیج و سپاه، توهین به مبانی جمهوری اسلامی، برپایی تظاهرات برای برهم زدن نظم بین المللی، خروج غیر قانونی از مرز، بمب گذاری در سد سیوندوغیره دست گیر و به زندانهای اطلاعات اهواز، سپیداراهواز، کارون اهواز، زندان سپاه مسجد سلیمان، زندان اوین تهران، زندان اطلاعات ماهشر، و برخی از پاسگاه های امنیتی سایر نقاط کشور منتقل و در بازداشت توام با توهین و شکنجه قرار گرفته ام که هم اکنون نیز با پرداخت وثیقه به صورت موقت از زندان اداره اطلاعات خوزستان آزاد و پرونده من به دلیل عدم صلاحیت در راستای محل وقوع جرم مرتکب نشده ام! به استان فارس برای رسیدگی به پرونده بمب گذاری در سد سیوند، سدی که برای نابودی آثار باستانی بسیار ارزشمند موجود در منطقه ایجاد سد از جمله مقبره کورش بزرگ توسط دولت جمهوری اسلامی ساخت و راه اندازی شده است، انتقال که پس از رهایی از زندان بنا به فشارهای نیروهای ورابطین اداره اطلاعات خوزستان من از محل زندگیم در استان خوزستان خارج شده وهم اکنون در شهر تهران بسر می برم و در حال حاضر نیز برگه احضاریه ای از سوی اجرایی احکام دادگاه کیفری اهواز برای این جانب صادر گردیده که خواهان مراجعه من به آن دادگاه ظرف مدت یک هفته شده اند واما توطعه جدید چیست خدا می داند؟

اما آنچه برای من هایز اهمیت است، راهی است که من و همراهانم برای رسیدن به اصل دمکراسی و آزادی همه سطوح جامعه در میهنمان پیش رو گرفته ایم و به خوبی آگاهیم که در مسیر پیش رو با مشکلات ومسایب بیشتری رو برو خواهیم بود، از این رو من بدینوسیله از تمام وجدانهای بید ار، همه رهبران سیاسی جهان، همه نهادهای حقوق بشری، وفعالان عرصه های اجتماعی و فرهنگی بین المللی و از همه رهبران دینی جهان با هر اندیشه و ایدوالوژیک و همچنین از تمامی آن کسانی که به مقام والای خود باوری دست  یافته وبر روح شامخ بشریت اعتقاد داشته و در این راه کوشنده اند، تقا ضامندم  مردم میهنم را در راه رسیدن به اصل آزادی و زندگی بر پایه حقوق حقه بشری خویش یاری نموده و صدای ما را که فریاد ملتی در بند یک حکومت ایدولوژیک افراطی و خودکامه است را به گوش نادیان جوامع حقوق بشری رسانیده و در این راه یاری رسان ملت ظلم دیده من باشید. بی شک هم اکنون که شما خواندگان همنوع در حال نگرش به این یادداشت مدد خواهانه من وملتم می باشید به خوبی مشخص نیست که من در چه موقعیتی به سر می برم، اما آنچه هم اکنون برای من مهم است این موضوع است که زندگی سایر انسانهای جهان بخصوص هم میهنان اسیر شده وزجر کشیده ام بتواند با همراهی ومدد جویی از شما هم نوعان انسان منشم در سراسر این گیتی پهناور از سیتره  اینچنین اندیشه های بیمارگونه رهایی یافته وامیدوارم که از این پس همه ما با احساس مسئولیت نسبت به یکدیگر در هر جای این کره خاکی بتوانیم به مقام والا و پاک منش انسانیت دست یابیم. چرا که این گیتی پر رمزو راز به مانند شهری است بزرگ وهمه مردمان آن باید همچون شهروندان درست کار در راستای زیبا سازی، شکوفای، آسایش و آرامش همدیگر در شهر خود کوشا باشند، این گونه است که زندگی برای همگان زیبا خواهد بود. در پایان امید وارم گا هی در فراه روی ما قرار بگیرد که دعای ابرمرد همه دورانها آشوزرتشت بزرگ برآورده شده وهمان گونه که آرزوی هر خرد هشیار است همه مردم جهان با اندیشه نیک برای پرورش ابر انسا نها در پیرامون خویش به یک دیگر یاری رسانند تا که جهان مینو شود.

ایدون باد

(پایدار باد مقام شامخ انسانیت وگسترانیده باد بذر آزادگی و آزادی خواهی در سراسر این گیتی پهناور، این است رویای من، آزادی خواهی از سرزمین ایران بزرگ)

                           ایرانبان : بهرام آبتین 1/3/1388 تهران      

 

فراخوان برای دفاع از هویت ملی 

بنام خداوند جان وخرد

منیت مخرب ماهیت است

ملت بزرگ ایران ،  شما فرزندان آینده نگری که همواره ازهرسوبنا به تدابیر بیگانگان ددمنش وچه به واسطه بی تدبیری روشنفکرمآبان درونی بی دغدقه ،همواره مورد تحقیر،تفکیک ویورش ناجوانمردانه هویتی ،از سوی این زشت خویان بری ازمنش والای انسانی قرار گرفته وهر روزه شاهد انزوا ، سرخوردگی ونا امیدی، جامعه خویش دراین برهه از زمانه به واسطه ایجاد بحرانهای پیاپی هویتی ودست یازی به تمامیت ارزی میهنمان از سوی این اهریمن خویان بویژه  تازیان دونمایه ، پیرامون سرزمینمان گردیده ایم .

همراهانم ،شما ای هموطنان بی پناه وتسلیم شده ای که چون بره های مرغزار بلاتکلیفی بی توجه به پیرامون خویش روزگار میگزارانید ،آیا میدانید که دردرون گله بیخبریمان ، رد پای گرگی نیز نمایان است،همدردانم شما ای گدایان دارایی و هویت نژادی خویش درب خانه بیگانگان،آیا میدانید که فریاد رسی دراین دیرظلمانی بجزخرد جمعی خویش برای عبورازبوران زشت خویی وددمنشی پیرامونمان هویدا نیست ،عزیزانم ای شما فرزندان نیک سرشتی که کران تا کران این گیتی آکنده از نام و پوینده گام های پدران ومادران دلاور ونیک منشتان بوده و همچنان خواهد بود،آیا مسیرطی مسافت نیزه مرد پارسی را از یاد برده اید ؟

آیا شما نیز چو شب زدگان علم درثریا را وهم میپندارید ؟ آیا جهان ایرانی ترسیم شده درتارک نقوش منقوش چهارگوشه جهان را جعل میدانید ؟ تفو برتوای چرخ گردون تفو !

چرخ برهم زنم اروقف مرادم نشود من نه آنم که زبونی کشم ازچرخ کبود .با شما یم ای بیخبران از خویش، شماای بره های خفته در علف زار وهم وخیال، صد افسوس از این شرم که بره بودن هم قواعدی دارد.چه بسا که من دیده ام بره های بدون شاخی را که برای صیانت از حریم خویش به سوی حیوانات درنده و عظیم الجته تر از خویش یورش برده اند .

صد افسوس که برخی چون بره هم نیستند، چقدردرد آور است وقتی که می بینی کسانی را که دلاوری پیشه می کنند و خود را به تو میرسانند و با بادی بر قپ قپ آنقدر خود را حقیر میدانند که میگویند، ای آقا یک دست که صدایی ندارد گویی که اینان  فراموششان شده که درمحافل و بزم ها و چراگاه ها چگونه خود را کس می دانند ! امان از دست این ناکسان، گویی براین باورند که تا  جاودان ، ذلالت را پیشه و ریاضت را آرمان و ظلمت را زندگی خواهند کرد . گویی که در باورشان قبرستان ها سراب و مردگان بی حساب اند، گویی که شهامت شنیدن حقایق مرگ را ندارند و براین گمانند که اگر خطر نکنند عمری جاودان در انتظار آنان است، ازاین رو ماندن در گنداب  بی غیرتی را بر گرداب طالاب زندگی ترجیح میدهند .

 حقا ،که چه زیبا سرود آن بزرگمرد : روزی  ز سر سنگ عقابی به هوا  خاست ......

برخی فقاهت و رضالت را به جایی رسانده اند که حتی آن کلاغ گنداب سرای داستان هم نیستند، چرا که به کرات شنیده ایم که کلاغ ها نیز برای صیانت از قلمرو و زندگی خویش با متخاصمان حتی اگر انسان دیو پیکرهم باشد به مبارزه برخواهند خواست، حقا که از ماست که بر ماست.

 برخی آن گونه به خود ارضایی روی آورده ایم که در آیین سخنوری رهنوردی را به گرد سم خویش نمی بینیم و برخی بر آن باوریم که خداوند ،اول خلقت عقل را درمن آمیخت و دیگری را هیچ ، برخی آنقدرشجاعت به خرج میدهند که با صدای بلند و یا با صدور اعلامیه های آنچنانی اعلام می کنند که ما از بی شهامتی بی طرفیم ومیدان جزواملاک لاینفک آن طرف است ،برخی دیگر چونان هوشمند می نمایند که هیچ ناگفته درپس تاریکی به نظاره روشنایی آنقدر می نشینند که عمر،خود به سر شود! وهستند آنانی که آنقدرمی دانند که هیچ نمی گویند مگر خرده برخران آن هم از نژاد چموش  وامان از دست دانایانی که مجال سخن نمی دهند به کس حتی به یک بیان ،ودر این آشفته بازار چه غریب افتاده اند غیرت مندانی که به خوبی می دانند باید کاری کرد اما چگونه ودرعرصه چه کسان  ودرنزد کدام محرم دل وکدامین مردم زمان،ودرآن سودشمنانند مسرورازاین غوغا سرایان زمانه ، این ناکسان به وهم آنکه لسانشان، زبان خدایان است چونان لگام گسیخته ودوان زمرز کنیزی وغلامی مان پا فرا نهاده که به بندگی مان روی نهاده اند .

آری ای هم وطن بی وطن: چندیست که غفلت وبی غیرتی مافرزندان ناخلف پدران ومادران نفرین شده ازسوی شب زدگان ددمنش، دیارناکجا آباد آنان را برآن داشته که عزمشان را جزم کنند وبه خرده کنیزان وگروه گروه مبالیان وغلامان درگاهشان پسنده ننموده به یک جا به یومن منش اندیشه ی وهم برانگیزشان ما را آن غنایم دیرینه رسول فرموده شان را، یا ز بن به کام خود برآرند" یا که به کیش خود به پاس پاره ای نان درآرند" وما نیزهمچنان درچراگاهان افکار،من گونه خویش در سیریم، غافل ازاینکه آن که ما او را مادر میش می خوانیم در رگهایش خون جاری گرگ قاتل پدراست ، آنی که ماازسرغفلت وی را یارو یاورمی دانیم، در پس نقاب دزدی زشت خوی وکریه المنظراست وما آنچنان درمرغزار وهم برانگیز خود، مشغول به چریدنیم که از سر بالا نمودن هم در حذریم، که مبادا ازقافله ریاضت کشان توشه چین دنیای هیچ ندیده وحم و خیال ،عقب بمانیم وازآن دیگری کم تر بهره زوهم ببریم،دراین رهگذراگرهم نگاه کسی زما به پیرامون به ناگه فتاد،ازاین هیاهو درعجب مانیم  ودست بردعا ازابدیت برایش چرا پیشه کنیم و بَه بَه گویان ازوی می گذر یم، ای کاش میتوانستم بیشتر بدانم ،ای کاش میتوانستم بیشتر بنویسم ،ای کاش میتوانستم ...

 اما سخنم با تواست ای هم وطن خرد ورزم ،گویا توفراموش کرده ای رویداد، رستم رویین تن را که چگونه پهلوی سهراب پورخود را برای پاسداری ازخاک این وطن با دشنه راد درید وآن گونه فریاد بر آورد"  

چو ایران نباشد تن من مباد  / بر این بوم وبر زنده یک تن مباد

همدردم :مگر تو شاهد نبوده ای که به تبعیت ازآن استوره مرد ایران زمین ملیونها پدر ومادری راکه درطول زمان به ویژه دفاع مقدس هشت ساله درمقابل همین تازیان ددمنش چگونه آغوش گشود ند و تکه های وجود خویش، فرزندان برومندشان را آگاهانه وسخامت مندانه روانه میادین نبردی کردنند که بی شک می دانستند باز گشتی دراین راه برای دلبندانشان نمی باشد،گوئی فراموشمان شده که آن ابر مرد، سخنور بی همتای طوس چگونه زفاف سیاوش را برای ما به تصویر کشید که یادمان بماند ما زتخمه چه نیایی هستیم وجایگاه پاک دامنی وشرافت ومردانه زیستن را به چه بها ارزانی خواهیم نمود،گویی ازیاد برده ایم سرگذشت تازیانه ای که نام بهرام گور براو حک بود وبهرام را که از برای وقار نام چگونه یک تنه به سپاه دشمن زد که تا ز ننگ بپرهیزد وآنگونه نعره برآورد که بمیرم به نام ونمیرم به ننگ ،گوئی که فراموشمان شده حماسه آفرینان سربداران را ،گوی که از یاد برده ایم قطعه قطعه شدن پیکر بابک را ،چرا هم اکنون دیگر بر زبان نمی آوریم نامی از گردآفریدها، یوتابها،کیسیاها،بی بی مریم ها وسرداراسدها وهزاران هزارشهید مردو زن پارسا وازجان گذشته این سرزمین اهورایی را، که اگر نبود حماسه ها ورشادتها واز جان گذشتگی های این جاودان نامان ،هم اکنون ما سرزمین وملتمان روزگاری برجسته تر ازمردم و سرزمینهای جدا گشته پیشین وطنمان به مانند، مصر (فنیقی)،عراق (عجمی)،پاکستان( بودای)،افغانستان( آریانا)،یمن (پارسی)،عجمان (عجمها)راسالخیمه(خیمگاه اول سپاه ایران) وسایر سرزمینهای که هر کدام دارای سرگذشتی وتاریخی عجین با مردم ما و اکثرادارای ریشه ای ایرانی آریای نژاد با دارابودن فرهنگ ومنش خواص خودهرچند که هم اکنون نیز خوشبختانه نشانه های بارز این حقایق در این سرزمین ها ودرمیان فرهنگ رایج زندگانی مردمان این دیارها به خوبی هویداست ،اما شوربختانه به دلیل یورشها وکشتارهای ددمنشانه تازیان زشت  درگذشته ای نچندان دور،هم اکنون دولتهای عربی بر آنان مستولیندواکثر مردم این سرزمینها به دلیل عدم اطلاع رسانی از سوی دولتهای حاکمه فعلیشان از تاریخ وسرگذشت سرزمین خود بی اطلاع اند،ای هم وطن تو را چه شده است آیا تو بر این باوری که عمری جاودان داشته وتا ابدیت براین محوری، چرا این گونه به دخمه وهم  نشته وبه خود ارضایی روی آورده ای ودراوج ریاضت، زانوی رذالت را دربرگرفته وآینگونه به خودزنیهای غیرت مند مآبانه تظاهرمی نمایی!آنگونه که تازیان ددخو وزشت منظردرقلب سرزمین ایران ورجاوند به کمین گاه نشسته ودر پایتخت میهنمان تهران بزرگ همچون گرگان بد تینت زو زه می کشند وبر این باورند که با حاکم بودن چنین دولت نالایقی می توان شرافت وهویت ایرانی را یک پارچه ربوده ودرفش شکوه ووقار ملتمان را به زیر بکشند ،آری که براستی این شیخکان براین باورند که ما زپوچی، هیچیم" گستاخی این دون مایگان بنا به تهی بودن میدان ز سوی ماست که اینگونه سرزمین دارا را دارستان وقسمتی ازخاک اجزای کالبد کورش بزرگ خوزستان همیشه جاودان این مهد تمدن بشریت وقلب تپنده ایران بزرگ را عربستان می نامند وهم اکنون با پرروئی وبی شرمی هرچه بیشترازپیش براین باوند که نام دریای تا ابد پارسمان را میشود خلیج دوستان هم داستانشان بنامند"،قافل از اینکه چو فرزند ایران کوشنده است همه نام این دیر فروزنده است.

اگر سر به سر تن بکشتن دهیم دریغ است که عزت به دشمن دهیم .

آری هم میهن بی میهنم :چندی است که بنا به بی کفایتی برخی ازمسئولین عالی رتبه و بی لیاقت دولت از قبیل ریاست جمهور، امور خارجه وسازمان ضد ورزش حکومت جمهوری اسلامی شایعاتی درجهت  آنالیز کردن واکنش مردم کشورمان در خصوص  موضوع برداشتن نام  خلیج پارس واثبات عدم مالکیت مردم ایران از این دریای همیشه ایرانی و تقدیم آن به هم پیمانان بریتانیایی و تازیشان صورت گرفته است،گستاخی این زشت منشان بری از انسانیت تا آنجا پیش رفته است که دد منشان تازی این دشمنان دیرینه این خاک ومردم پاک نژاد به ترفندی نو تقیه کرده در راستای اجرای مسابقات یابهتراست بگویم مفتضحات ورزشی با عنوان کشورهای اسلامی عربی تصمیم بر هجوم نهائی که ازقرنها پیش به سوی سرزمین وفرهنگ غنی ایران بزرگ آغاز گردیده است را داشته وبر این باورند که قادسیه نهایی را رقم زنند ومن درعجبم که توفرزند ایرانی درکجای این وهم وغفلت در سیرو سفری چرا وچگونه آرام می گیری آیا حقیقتا این ننگ را برخود می خری و بر آنی که برگی سراسرخفت وخواری درکارنامه زندگانی خویش ترسیم نمایی یا بر این باورید که هر کدام از ما میتوانیم با اتحاد یکدیگرو واکنش خرد گرا وهوشمندانه توام با شجاعت بسیار،برگی زرین از رویدادی تاریخی وماندگار میهنمان را ترسیم وبه ارمغان برای آیندگان برجای بگذاریم ،ای ایرانی دیگرگاه آن فرارسیده است که این مرتبه ی خفت بار ودون مایگی را، که هم اکنون برخی ازمردم جهان خصوصا اعراب برای ما قائلند را از خود زدوده وبه همگان جایگاه ومقام شاخصمان را بنمایانیم ،توای فرزند ایران زمین با باور ازخویش به میدان درآ واز وهم انتظار ناجی وسپاه رهائی دهنده همسایه حذرکن ،بیدار شو ،هشیار باش ونقاب از چهره بردار،با شکستن طلسم بی غیرتی وترسی که سرا پای وجودت را گرفته است در آینه به خود بیاندیش، براستی ما تاهم اکنون آنگونه که سزاوارمان است نخواستیم ازآن رو است که هنوز در پیچ و خم اول کوچه هویت خویش گم و آنگونه که سزاواریم نتوانستیم،دگر گاه آن فرارسیده است که همچورودهای خروشان با پیوستن به هم دریایی خشم وامواج نفرتمان را برآنانی که ازدیدن حقیقت وجود ما در حزرند گوش زد نموده به دنیا بفهمانیم که اینجا ایران است وسرزمین  ایران مطلق به ایرانیان است ونشانه های ایرانی با دیرینگی تاریخ  اجین ومرزهای این سرزمین به پاس جان فشانی فرزندان برومندش تا ابد پایدار خواهد ماند ،تا ایران وزایش فرزندان ایران به حکم محتوم تاریخ برجاست ،نام دریای پارس همواره مانا خواهد بود،هم میهن مگذارما نیزهمچون هم نژادان جداگشته از این سرزمین که بنا به بروز برخی  سهل انگاریها، که از سوی پدران ومادرانمان درگذشته نه چندان دور صورت پذیرفت اینگونه دچار بی هویتی و از هم گستگی شویم ،قراردادهای ننگین حکومتهای فاسد پیشین ازقبیل قرارداد گلستان، ترکمن چای، پاریس وغیره را از یاد نبریم حافظه ضعیف تاریخی ما بنا بر خواست حکومتهای است که با عدم شفاف سازی این رویدادهای تاریخی برآنندکه بیش از پیش بر این سرزمین مقدس یورش آورده وبا تسلط کامل براندیشه مردم بردارائیهای سرزمین ما موستولی وبه امیال شوم وددمنشانه ای که ریشه درخوی غیر انسانی واستثمارگرانه آنان دارد به صورت کامل  نائل آیند، همراهانم:یکی از نشانه های بارزدیگرهمین سرزمین عربستان کنونی وسایر دول شیخکان حاشیه نشین دریای همیشه پارس است که در تمای نقشه های بجای مانده از روزگاران بسیار کهن تا هم اکنون مالکیت ایران بزرگ براین ممالک به خوبی مشهود است، نشانه بارز ترآن نامهای است که این سرزمینها با آن شناخته شده اند وهمگی از ریشه زبان پارسی برگرفته شده است، اما آنچه به عنوان ادله روشن بر جویندگان راستی پوشیده نیست حقایقی است که دولت جمهوری اسلامی با سرپوشی وعدم شفاف سازی آنان گوئی با دشمنان این سرزمین هم پیمان وبنا برتحرکات پیشروبا درنظرگرفتن مصالحات بی ربط با این بیکانگان بری ازتمدن وفرهنگ بشری قصد ضربه زدن به مردم وسرزمین ایران بزرگ را دارد، عزیزانم با توجه به مسائل ذکر شده هم اکنون ما فرزندان ایرانی برآنیم که به هر صورت ممکنه نخست با صدور بیانیه وجمع آوری طومار،سپس با تجمع صلح آمیز وقانون منددر مقابل محل برگذاری این مسابقات به همگان بفهمانیم که بی غیرتی در قاموس ما فرزندان راستین ایرانی جای ندارد وچنانچه بیگانگان وایادی داخلی ایشان براین باورند که پخش مواد مخدر ،فحشا،بیکاری،گرسنگی،وبی بندوباری هویتی توانسته است خدشه ای بر روحیه سلحشوری ملت یکپارچه ایران بگذارد سخت دراشتباه بوده و بدینوسیله اعلام می نمایم ایرانی هیچ گاه سر تسلیم در برابر هیچ بیگانه ای فرود نیاورده واین تحقیر وفضاحت را از سوی دستگاه های فاسد درونی وبیگانگان دد منش بیرونی محکوم نموده واز این پس با قدرت هرچه تمام تر اعلام می نمایم اجازه نخواهیم داد که بیش از این غرور ملی وهویت انسانی ملت ایران توسط هر شخص یا کشوری مورد تحقیر وخطرقرارگیرد از این روبدینوسیله از همه آحاد ملت ایران با هرگرایش مذهبی ،سیاسی و اجتماعی دعوت به عمل می آوریم که نسبت به این عمل قبیح وبی شرمانۀ اعراب دون مایه در خصوص درخواست آن پر رویان برای برداشتن کلمه همیشه جاودان وشاهرگ هویتی همه ایرانیان سراسر جهان که همانا نام خلیج تا ابدپارس می باشد را از روی بنرها ،پوستر ها ونیز مدالهای مسابقات ورزشی پیش رو، واکنش نشان داده وبه عَمال و نوکران آنان در اداره تربیت بدنی ووزارت امورخارجه ونهاد ریاست جمهوری وسایر ارکان مرتبط نظام جمهوری اسلامی اعتراض وبا گردهمایی ملی ومدنی همچون تاریخ همیشه گی این سرزمین ققنوس وار به پا خواسته واز کیان وشرافت وهویت خویش دفاع نمائیم، لذا هم اکنون از تمامی ادیان،اقوام ،تیره ها،وهمه نژادهای ایرانی آریایی تقاضا مندیم با صدور بیانیه وسپس پیوستن به ما درمحل برگزاری این افتضاحیه واقع در تهران ورزشگاه تختی به تاریخ۲۴/۷/۸۸ درساعت۸  صبح حماسه ای ملی مدنی وقانونمند را برای ابراز خواستۀ ملت بزرگ ایران ، رقم بزنیم.

 پاینده باد مرزهای ایران بزرگ و برافراشته باد پرچم فرهنگ وتمدن ایرانی  بر سراسر فلات ایران بزرگ.

 ۱۵/۲/۸۸

کانون فرهنگی پارسهای (لر)بختیاری ایرانبان

                                       ایرانبان بهرام آبتین                   

 

      

دفاع از نام دریای پارس ...

به نام خداوند جان وخرد

 

بیانیه ی کانون فرهنگی پارسهای (لر) بختیاری ایرانبان پیرامون بزرگداشت روز ملی شاخاب (خلیج) پارس

 

هم میهن بدور ازهر زنده باد ومرده باد برای داشتن ایرانی آباد دستها را در دست هم باید نهاد:

 ملت آزاده وتاریخ سازایران، مبارزان راه آزادگی و رهایی از زیر بارستم وچپاول بیگانگان ومدافعان درمقابل توطئه ها ودسیسه های زیاده خواهان داخلی.شما که هم اکنون با باورعمیق به سرزمین نیاخاکی خویش به پا خاسته اید تا دگربار درفش هویت فرهنگی ،تمدن دیرینه، آزادگی وآزادی خواهی ملت ایران را درسراسراین گیتی بزرگ برافراشته سازید:

 دهم اردی بهشت ماه، سال روز بزرگ داشت شاخاب تا ابد پارس فرارسیده است،باردیگرتمامی عناصروابسته به ملت ایران باجوش وخروشی وصف ناشدنی وباهمبستگی ویکپارچگی بی نظیرنسبت به پاسداشت نام تاریخی شاخاب پارس وپاسداری ازجزایرهمیشه ایرانی تنب بزرگ، کوچک وبوموسی درواکنش به ادعا های دروغین ومجعول شیخکان  تازی، این یاوه گویان دون مایه به پاخاسته اند  ومن به عنوان فردی ایران خواه به نمایندگی  جمعی بزرگ از ملیونها  تن  وطن پرستان ایرانی  سراسر جهان  اعلام می دارم:

بنا به شواهد پر شمار تاریخی همان گونه که بر همگان مشهود است نام شاخاب پارس وسرزمین های حاشیه ای و
کناره ای آن از دیر باز سکونت گاه تاریخی تیره های نژادی ایرانی آریایی بوده و دفاع و پاسداری از این نام و ماهیت ایرانی این سرزمین ها وظیفه و رسالتی ست آرمانی که ملت ایران ازهرهیات حاکمه ای خواستار اجرایی شدن این سیاست که همانا مانایی نام و دفاع همه جانبه از این اقوام و تیره های ساکن درسرزمین های حاشیه ای دریای  پارس می باشد را خواستار است،درغیر این صورت دیری نخواهد انجامید که با در نظر نگرفتن این اصل مهم ملی ومیهنی ، ازسوی دستگاه دیپلماسی کشور، وزارت امورخارجه وسایر دست اندرکاران ذی ربط واعمال نشدن چنین سیاستی،آنان دربرابرتاریخ و ملت ایران پاسخ گو خواهند بود وخاطیان سرانجام دریک دادگاه ملی باحضورهیات منصفه ای عادل وبه صورت علنی به اتهام مقدمین علیه امنیت ملی میهنمان محاکمه خواهند شد.

شوربختانه دراین چند ساله اخیر یعنی از هنگامه ای  که اقتدار ملت ایران در پهنه ی آبهای نیلگون  شاخاب پارس به دلیل حضوراستعمارگران ددمنش وبروز جنگ تحمیلی هشت ساله ازهم گسیخته وبه طبع قدرت نظامی ایران تاحدودی دچارضعف واضمحلال گردید از آن پس  کشورهای مجعول تازی وش دست پروده ی سیاستهای اجانب بویژه انگلیس جهان خواربه زعم خویش این ضعف وناتوانی را درپیکره ی هیات حاکمه ایرانی  مشاهده نموده،ازاین فرصت نهایت استفاده وبهره را برده ودرهر سمینار،کنفرانس ونشستی این  شیخکان دون مایه به دورمیزی گردهم آمده ادعای دروغین خود را بر نام تاریخی شاخاب  پارس و نیزتوهم دست یازی برسه جزایر همیشه ایرانی تنب کوچک،بزرگ و ابوموسی رابه کرات تکرار نموده اند(زهی خیال باطل) واماعجیب آن که دریکی ازاین نشست ها رییس جمهورکنونی نیزکه برکرسی سرنوشت ملت بزرگ ایران تکیه زده است گویی که با آنان همراه شده  درزیر تابلوی مجعول و دروغین این دون مایه گان  می نشیند وبا لبخندی پر معنا بر لب مهر تاییدی بر گفتاروکردار دشمنانه آنان می زند.

بی گمان اگردرهمان هنگام نمایندگان مجلس ایران به وظیفه راستین خود عمل کرده بودند،می بایست دربرابراین اقدام رییس جمهور واکنش مقتضی نشان داده و با طرح پرسش و سپس استیضاح ایشان به دلیل اقدام علیه ی امنیت کشوررییس جمهور رامورد باز خواست قرارمی دادند.زیبنده است هرگاه دادستانی دادخواه درایران برکرسی داوری وقضاوت بنشیندایشان،وزیرامورخارجه وکسانی که دست اندرکارحضورمی درآن نشست بودند رابه دلیل اقدام علیه ی امنیت کشوروتمامیت ارضی ایران به پای میزمحاکمه کشانده وبرابرقانون اساسی کشوردادخواستی علیه آنان صادر نمایند.

جای بسی ژرف اندیشی که چگونه است  دراین هنگامه تاریخی هرگاه وطن پرستان ایرانی قصدبرپایی گردهمایهای مسالمت آمیز واعتراضات قانون مند گسترده برعلیه ی این یاوه گویهای شیوخ تازشگروسیاست های استعماری بیگانگان رادارند،ازسوی مامورین دستگاه اطلاعاتی و امنیتی مورد بازخواست،پرسش، بازداشت و به اتهام اقدام
علیه ی امنیت کشورو اخلال در روابط میان کشورها محاکمه می شوند،آیا آنانی که ازپول وسرمایه ملی این کشورنهایت استفاده وبهره را می بردند تا مقوله ی امنیت ملی و مولفه آن را برای ملت ایران  تعریف کنند قادر به تشخیص دوست ازدشمن،خودی ازبیگانه و سره از ناسره نمی باشند، اگر چنین است سرانجام آن ها نیز به حکم تاریخ باید پاسخگواعمال کنونی خویش  باشند.

من درعجبم که دولتهای حاشیه نشین شاخاب پارس به کدامین پیمان معتقدند،آیا کنوانسیونهای 1969/و1987وین که این یاوه گویان خود یکی از190دولت امضا کنده این پیمانها می باشند ودرمفاد آنها به صراحت  به  معاهده احترام وعدم تعرض به  حقوق مرزی بین دول همسایه تکید شده است، را ایشان از یاد برده اند ؟ 

همراهانم:هم اینک با توجه به تمامی مسایل  و رویدادهایی  که برعلیه تمامیت ارضی میهن عزیزمان  ازسوی این شیخکان همچنان روانه  سرزمن مقدس ماست وهرروز برمیزان آن ها افزوده می شود،این پرسش را به نمایندگی از وابستگان به سرزمین های ایرانی  مطرح می نمایم :ارتش ایران و نیروهای سه گانه آن،سپاه وبسیج که هرکدام خاستگاه مردمی و حکومتی دارند،چگونه است که دربرابراین اقدامات که علیه امنیت کشوراز سوی دستگاه دیپلماسی خودی صورت پذیرفته است سکوت را پیشه کرده اند؟

آری هم اکنون ما فرزندان راستین این سرزمین امید بر آن داریم که  فرمانده کل قوا با شکستن  این طلسم مبهم مسولین ذی صلاح، روح سلحشوری ومیهن پرستانه خود وملت ایران را بارورنمایند، باشد که با ایراد سخنان خویش تمامی نقشه های آزمندانه وشیطانی  این دون مایگان ددمنش  را نقش برآب ساخته  بدین سان به اقتداروعظمت ملت یک پارچه ایران بیفزایند،بی شک همانگونه که ایشان نیز مستحضرند مقوله ی امنیت ملی فقط در فلسطین، لبنان وبرای گروه های حماس و حزب الله وسایر آحاد مسلمان غیر ایرانی تعریف نشده وشامل شاهرگ حیاتی مرزبین هستی و یا نیستی ملت ایران یعنی خلج پارس نیزمی باشد.براستی چگونه است که عالمان گرامی وعالیقدر که دارای حق فتوا واجتهاد می باشند دربرابرتوهمات این متجاوزان ویورش های شیخکان تازش گرمهرسکوت برلبان زده،فتوای جهادبرای به دست آوردن سرزمین های ایرانی ازدست رفته ازجمله بحرین، سرزمین های قفقاز و همه ی سرزمین های اشغال شده به دست کفار را صادرنمی نمایند وبا فتوای خویش به ارتش،سپاه و بسیج جهت اقدام برای دفاع از مرز وبوم ایران زمین، تا کنون واکنشی  درخور وشایسته  انجام نداده اند؟

 هم اکنون من به عنوان یک ایرانی این پرسش را مطرح میکنم:

علمای عالیقدرچراسکوت ؟ فرماندهان و امیران ارتش و سپاه چقدر چشم پوشی و گذشت از خاک وسرزمین های به تاراج رفته ؟ بزرگانم دریک کلام می توان گفت اکنون باد مهرگانی برمیهن شروع به وزیدن کرده است وهر گاه هرکسی،گروه دسته و حزبی این شرایط وهنگامه دشوار تاریخی رادرنیابد به حکم تاریخ و سرنوشت،پاسخگوی اعمال ورفتارخود دربرابرملت بزرگ ایران می باشند.

درنهایت  به باورمیهن پرستان هر یورش خارجی ناشی از ضعف داخلی و فترت هیات حاکمه و اعمال سیاست های ضدملی است.ازاین روفرزانگی ایجاب می نماید که ازهیچ بیگانه ای چشم  امید، دوستی و یاری نباید داشت چرا که  در سرشت هر بیگانه ای رسیدن به امیال خود نهفته است .

درنهایت من بهرام آبتین به نمایندگی از کانون فرهنگی پارسهای (لر)بختیاری ایرانبان هم صدا با تمامی ایرانیان سراسر این گیتی پهناور اعلام می دارم درراه صیانت از نام وهویت ایرانی شاخاب ( خلیج) پارس تا آخرین نفس ایستاده وچنانچه ذره ای از خاک وطنمان موردتعرض ویورش هربیگانه ای قرا گیرد ازهیچ گونه جان فشانی دریغ نخواهیم ورزید. چو فرزند ایران کوشنده است همه خاک این دیر فروزنده است. 

                    

پاینده باد تمامی مرزهای ایران بزرگ وبرافراشته باد درفش تمدن وفرهنگ ایرانی بر سراسر سرزمینهای جدا گشته از مام وطن

ایرانبان بهرام آبتین

9/2/1388

                               

ادامه مطلب ...

دولت‌های حاشیه‌نشین خلیج پارس به کدامین پیمان معتقدند؟ [B.+Abtin.jpg]

در طول تاریخ روابط ملت‌ها، معاهدات، نقش تعیین‌کننده و مهمی را ایفا کرده‌اند تا جایی که در کنوانسیون 1969 وین (حقوق معاهدات بین‌المللی) صراحتا اعلام داشته که برخی از معاهدات تحت هیج شرایطی اعم از سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قابل عدول، فسخ و رد نیستند.

مشخص‌ترین پیمان‌ها که در هیچ شرایطی تغییر نمی‌کنند، معاهدات مرزی که حتی قاعده "ربوس" (قاعده تغییر بنیادین اوضاع و احوال) نیز بر آنها تاثیر نمی‌گذارد، که این امر مطابق کنوانسیون 1987 وین در زمینه جانشینی کشورها بر معاهدات مورد تاکید قرار گرفته است.

در این زمان بیش از 190 دولت عضو سازمان ملل متحد هستند و خود را نسبت به منشور آن پایبند می‌دانند که یکی از مهم‌ترین این حقوق پایبندی به عهدنامه‌ها در جهت حفظ صلح و امنبت بین‌الملل است.

از موضوع نگرش حقوق موضوعه که به عنوان عرف و قانون حاکم بر روابط ملت‌ها مورد پذیرش واقع شده است و از نگاه مکتب اسلام که مذهب مورد پذیرش شیخ‌نشین‌های اماراتی حاشیه‌نشین خلیج پارس بوده باید بیان داشت که آنان ادعای واهی مالکیت بر جزایر همیشه ایرانی را دارند. جزایری که بنا به شواهد پرشمار تاریخی در گذشته نه چندان دور "حتی کشورهای نوپایشان" نیز جز قلمرو و سرزمین ایران بزرگ قلمداد می‌شده است. هم‌اکنون به دلیل وجود پیمان های مشخص بین‌المللی، مالکیت ایران بزرگ بر این جزایر محرز و محق بوده و این ادعای واهی آنان به دور از منطق و اصول است.

ما از وجدان آگاه و منطق بیدار و درایت و خرد مسئولان فرزانه جوامع بین‌المللی خواستاریم که پیرامون مصوبه مجلس امارات و حمایت سایر تازیان که هیچ‌گونه توجیه قانونی و پشتیبانی حقوقی ندارند واکنش نشان داده و از روشن‌فکران، نویسندگان، و دیگر افراد مسئول و متعهد جوامع اسلامی و بین‌المللی خواستاریم که با تذکر به‌جا، در حمایت از حق و پاسداری از صلح و آرامش و مقابله با تشنج به نحوی شایسته اقدام نموده تا مبادا از این رهگذر به تحریک دولت‌های متجاوز، آبی گل‌آلوده شده و شرق در این زمینه خسارت و زیان مجددی را از آن خود سازد.

از این‌رو کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان هم‌چون سایر فرزندان آریایی‌نژاد این کهن دیار معتقد است که از طریق گفت‌وگو و مذاکره منطقی که متکی بر اسناد تاریخی و بین‌المللی پرشماری نیز است، این توهم از تفکر اعراب حاشیه‌نشین خلیج پارس زدوده خواهد شد.

بدین وسیله به تمام چپاولگران استعمارگر و جاهلان دون‌مایه اعلام می‌داریم که ایرانی همیشه پایدار و استوار در صیانت از تمامیت ارضی کشور و فرهنگ بی‌همتایش کوشنده و هرگونه تعرض به مردم و تمامیت ارضی کشور را با گرزی آهنین پاسخ خواهد داد.

و سخن آخر ما با دولتمندان جمهوری اسلامی است: دولتمندان، هویت ایرانی را دریابید و مگذارید تاریخ چهره نازیبایی از کارنامه شما بر جای گذارد زیرا پشت کردن به باورهای فرهنگی یک ملت و نادیده گرفتن بستر تعامل بین آحاد مردم، تاوانی سخت در پیش خواهد داشت و فرزانگی ایجاب می کند پیش از هر صلاح و مصلحتی به ندای ملت ایران گوش فرا دهیم

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم        از آن به که میهن به دشمن دهیم  

 

 
  در بامداد روز چهارشنبه 25 بهمن
  بیش از دویست نفر از دوستداران ایران زمین در برابر مجلس شورای اسلامی ،
  نهاد قانون گذاری کشور گرد هم آمدند تا در زیر بارانی زمستانی بگویند :
  (( فرهنگ و هویت ما را زیر آب نبرید . ))
  این گروه که از دانشجویان و اعضای سازمان های غیر دولتی تهران ، فارس ،
  چهارمحال و بختیاری و اصفهان بودند بر روی پلاکاردهایی نوشته بودند :
  (( مسولان هویت ملی را حفظ کنید . ))
  (( پاسارگاد ، آرامگاه کورش را ویران نکنید . ))
  این تجمع آرام پیش از این در برابر سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو نیز شکل گرفته بود .
  تجمع چهارشنبه با برخورد نیروی انتظامی روبرو شد
  که با دخالت امیررضا خادم عضو کمسیون فرهنگی مجلس ،
  بازداشت شدگان آزاد شدند .
  .......................................................................................
 
  پیش از این جمعی از مخالفان آبگیری سد سیوند که تعدادی از آنان از مشهد به تهران آمده بودند
  خواستار توقف آبگیری سد سیوند شدند .
  این تجمع ، مسولان سازمان میراث فرهنگی را وادار کرد به میان این گروه بیایند
  و به پرسش های آنان پاسخ دهند .
  (( محمدرضا مهراندیش )) مشاور رییس و مدیر کل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی گفت :
  آنچه بر پلاکاردهای شما به عنوان نهادهای غیردولتی حامی میراث فرهنگی نوشته شده است
  در حقیقت خواست سازمان است
  و ما تعارضی میان این شعارها و تلاش های سازمان در نجات میراث فرهنگی نمی بینیم .
  (( مهدی موسوی )) معاون پژوهشی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی نیز در میان تجمع کنندگان گفت :
  هنوز مطالعات ما تکمیل نشده و
  سازمان نیز هیچ مجوزی برای آبگیری سد سیوند صادر نکرده است .
  وی توضیح داد :
  البته مطالعات باستان شناسی تکمیل شده
  اما پژوهش های مربوط به افزایش رطوبت و بالا آمدن سطح آب های زیرزمینی به پایان نرسیده است .
  .......................................................................................
 
  در همین حال (( کورش نیکنام )) نماینده ی زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی
  و(( داریوش قنبری )) نماینده ی ایلام ، در تذکری به وزارت نیرو و رییس جمهوری
  خواستار توقف آبگیری سد سیوند شدند .
  این در حالی بود که با وجود نظر موافق نماینده ی مرودشت و ارسنجان
  در مورد آبگیری سد سیوند ،
  تعدادی از مردم ارسنجان که در برابر مجلس تجمع کرده بودند ،
  حفظ پاسارگاد را از تامین آب کشاورزی مورد نیاز خویش مهمتر دانستند .
  ......................................................................................
 
  در پی تجمعی که در برابر مجلس شورای اسلامی انجام شد
  (( عماد افروغ )) رییس کمسیون فرهنگی مجلس ، گفت :
  زمانی که سازمان میراث فرهنگی اعلام می کند که آبگیری این سد
  مشکلی برای تخریب آثار باستانی به همراه ندارد ، ما چه اقدامی می توانیم انجام دهیم .
  این در حالیست که هنوز سازمان میراث فرهنگی
  از بیان اینکه اجازه ای به وزارت نیرو داده باشد ، سرباز می زند .
  براساس آخرین خبرها ،
  (( حمید بقایی )) قایم مقام رییس سازمان میراث فرهنگی ،
  گفت سازمان میراث فرهنگی تا نظر نهایی کارشناسان را دریافت نکند ،
  بطور رسمی و کتبی هیچ گونه رضایتی را در مورد آبگیری سد سیوند اعلام نمی کند .
  وی در ادامه به خبرنگار ایسکانیوز گفت :
  (( حتی اگر بنابر نظر باستان شناسان ،
  لازم باشد تا ده سال دیگر هم در این محوطه کاوش صورت گیرد ،
  مسلما این نظر را به وزارت نیرو اعلام خواهیم کرد . ))
  از سویی سازمان میراث فرهنگی بشدت در پی آن است که
  کار ساخت و طراحی سد سیوند را به دولت های پیشین عودت دهد .
  از سوی دیگر امیررضا خادم ، عضو کمسیون فرهنگی مجلس
  در دیدار با رییس جمهور پیشنهاد کرد برای رفع تنش های کنونی ،
  سد سیوند تنها تا ارتفاع 1800 متر آبگیری شود .
  .................................................................................................
 
  در همین حال نمایندگان سازمان های غیردولتی اعلام کرده بودند ،
  حاضرند هزینه های این سد را تامین کنند .
  گفته می شود حدود هشتاد میلیارد تومان برای ساخت سد سیوند هزینه شده است .
  نامه ای نیز از (( بهرام آبتین )) به نمایندگی از جوانان جان بر کف لر بختیاری
  به دفتر مقام معظم رهبری فرستاده شده است و در آن از ایشان درخواست شده
  که با توجه به آنکه آبگیری سد سیوند ، چهره ی ایران را در اذهان بین المللی مخدوش می سازد ،
  شماره حسابی را اعلام فرموده تا با فراخوانی
  هزینه ی آن توسط همه ی ایرانیان جهان تامین شده و به بیت المال هم آسیبی وارد نشود .
  گفتنی ست اگر قرار باشد هزینه ی ساخت این سد را 70 میلیون ایرانی در ایران بپردازند ،
  هر ایرانی لازم است 1500 تومان پرداخت کند .
  ..........................................................................................
 
  سخن آخر : مسولان به دنبال چه هستند ؟
 
  آنچه که در این میان نگرانی ایران دوستان را بیشتر می کند ،
  برخوردهای خاصی است که از سوی مسولان دیده می شود .
  از سویی وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی
  می خواهند ساخت موزه ای را که هنوز ساخته نشده !
  جانشین منطقه ای باستانی و چندهزار ساله کنند
  و رییس کمسیون فرهنگی مجلس برگزاری یک نشست بی نتیجه در مورد سد سیوند را
  نشانه ی نگرانی و توجه مسولان به میراث فرهنگی می داند !
  این رفتارها و اظهارنظرها ترس و تردید بیشتری را در میان ایرانیان پدید می آورد
  و چیزی جز بی اعتمادی را در بر نخواهد داشت .
  همچنین درخواست دلیل و
  مدرک کافی برای اشتباه بودن آبگیری سد سیوند داستان جالب دیگری است !
  اینکه از نظر مسولان (( مدرک )) چگونه چیزی است و چه تعریفی دارد ،
  مساله ای است که باید از خود آنان پرسید .
  افزون بر این در میان سخنان مسولان به پایبندی به میثاق بین مجلس و وزارت نیرو بر می خوریم .
  حال این پرسش پیش می آید که
 
آیا پاسداری از فرهنگ و میراث چند هزار ساله ی ما ،
                                                پایبندی به میثاق ما نیست ؟ 
 
**  بهنام مرادیان  ** گزارش چاپ شده در نشریه امرداد **